روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٢ - ترجمه
مذهب حسن [١]معتزلى خواندند و گفتند:براى آنكه از حلقه قتاده دور شدند و كنارهاى [٢]گرفتند.قتاده چون ذكر ايشان كردى،گفتى:ما فعلت المعتزلة.
اكنون بدان كه:«حيض»خونى باشد سياه و گرم،با دفع و آگاهى جدا شود.و «استحاضه»خونى باشد سرد و زردفام،اين فرق است از روى ظاهر.و حايض را احكامى باشد كه گفته شود و مستحاضه به حكم طاهر [٣]باشد هرگه كه شرط آن به جا آرد.
امّا آن حكم كه به [٤]حيض تعلّق دارد،بعضى واجب بود و بعضى حرام و بعضى مكروه.
آنچه محرّمات و واجبات است نمازش واجب نبود،بل [٥]درست نيايد از او،و روزهيش درست نباشد،و در مسجدها شدنش [٦]حرام بود،و اعتكافش درست نباشد، و طوافش درست نباشد،و قرائت عزايمش حرام باشد،و دست بر قرآن نهادنش حرام باشد،و بر شوهرش مقاربت كردن با او حرام باشد،و اگر كند بقصد،كفّارتش واجب بود،در اوّل حال دينارى و در ميانه نيم دينار،و در آخرش دانگى و نيم.و تعزير بر او واجب باشد،و غسل و وضو بر او [٧]درست نباشد در ايّام حيض بر وجه رفع حدث.
و چون خون منقطع شود غسلش واجب باشد،و طلاقش درست نباشد در ايّام حيض، و قضاى روزهيش واجب باشد،و قضاى نمازش واجب نبود.
و مكروهات:قرآن خواندن [٨]آنچه جز عزايم است مكروه بود او را،و مصحف بر گرفتن و دست بر حواشى [٩]نهادن،و خضاب كردن و اقلّ ايّام حيض سه روز بود،و بيشترش ده روز،و آنچه [١٠]ميانه اين باشد به حسب عادت.
و حايض[٢٨٥-ر]بر دو ضرب باشد:يا مبتداء بود يا نبود.اگر مبتدأ بود،او را
[١] .مج،وز،دب،لب،فق،مب،مر+ايشان را.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:كناره.
[٣] .مب:مستحاضه خونى طاهر.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:و بيست حكم به،كه براساس مرجّح مىنمايد.
[٥] .مب،مر:يا.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:و در مسجد شدن او.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز دب:از او.
[٨] .مب،مر+و.
[٩] .مر+مصحف.
[١٠] .اساس:در،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.