روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٩ - ترجمه
وجهى باشد نكو [١]در تكرار آيت،و اين مذهب ماست.
و قوله: بِالْمَعْرُوفِ ،معنى آيت آن است كه در آيت اوّل گفت: عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ ،و وجهى ديگر [٢]گفتند:من [٣]الاسراف و التّقصير على وجه القصد،و قول اوّل درستتر است.
و قوله: حَقًّا ،نصب او بر مصدر است،و تقدير چنين بود كه:حقّ لهنّ ذلك حقّا.
و گفتهاند:مصدرى است در محلّ حال [٤]و عامل در او امّا«بالمعروف»باشد [٣٢١-ر]،و التّقدير:عرف ذلك حقّا،و امّا معنى جمله مبتدا و خبر من قوله: وَ لِلْمُطَلَّقٰاتِ ،كأنّه تعالى [٥]قال:جعل ذلك لهنّ حقّا.
و قوله: عَلَى الْمُتَّقِينَ ،در او دو قول گفتند،يكى آنكه:المتّقين الشّرك،تا [٦]جمله مسلمانان باشند [٧].و قول دوّم [٨]آنكه:از باب تخصيص بالذّكر بود،كما قال [٩]تعالى: هُدىً لِلْمُتَّقِينَ [١٠]،و اين طريقه را بيان كرده شد [١١]چند جاى.
قوله: كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللّٰهُ ،اين تشبيه بيان مستقبل است بيان [١٢]ماضى،يعنى چنان كه بيان كرديم آياتى و احكامى را كه پيش از اين بود نيز بيان كنيم [١٣]آن را كه پس از اين خواهد بودن [١٤]على حدّ واحد من الكشف و البيان.
و بيان ادلّه وى بود [١٥]كه به آن فرق كنند ميان حق و باطل،و هرچه چيزى به آن ظاهر شود آن را بيان خوانند،و خداى تعالى در همه قرآن از خويشتن بيان حكايت كرد و به او تمدّح كرد،چگونه گويند خداى تعالى تلبيس ادلّه كند بااينهمه بيان و ايضاح!
[١] .دب،لب:نيكو.
[٢] .مج،وز:اگر.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بين.
[٤] .اساس:«حاد»خوانده مىشود،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و فحواى عبارت تصحيح شد.
[٥] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٦] .مج،وز،آج،فق،مب،مر:با.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر:باشد.
[٨] .مب،مر:دويم.
[٩] .آج،لب،فق،مب+اللّٰه.
[١٠] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢.
[١١] .مب،مر:بيان كرديم.
[١٢] .مج،وز،آج،لب،فق،ببيان،مب،مر:نه بيان.
[١٣] .مج،كرديم،لب بيان كرديم و كنيم.
[١٤] .مج:پيش از آن خواهد بود،وز:پيش از اين خواهد بود،آج،لب،فق،مب،مر:پس از اين خواهد بود.
[١٥] .مج،لب،مر،مب:ادلّه بود،وز،آج،لب،فق:ادله بود.