روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٨ - ترجمه
و ابو رجاء العطاردىّ در شاذّ به عكس اين خواند:فلا رفث و لا فسوق و لا جدال، بازپسين به رفع،و دوگانه پيشين به فتح،چنان كه شاعر گفت و اخفش آورد:
ذاكم و جدّكم الصّغار بعينه
لا امّ لي إن كان ذاك و لا أب
و ابو جعفر هر سه به تنوين و رفع خواند،و باقى قرّاء همه به فتح خواندند برعكس قرائت ابو جعفر،و چون به فتح خوانند معنى نفى جنس بود،چنان كه:لا رجل فى الدّار و لا امرأة و چون به رفع [١]و تنوين خوانند،معنى نفى يكى باشد.منكّر از جمله جنس،چنان كه:لا رجل فى الدّار و لا امرأة،در اين وجه شايد كه دو مرد [٢]در سراى باشند يا جماعتى،براى آنكه او نفى يكى كرد،و بر قرائت اوّل هيچكس از جنس مردمان نه يكى و نه جماعتى نشايد تا [٣]باشند،هذا هو الفرق بين [٤]القراءتين من جهة المعنى اكنون مفسّران خلاف كردند در معنى آيت،عبد اللّٰه مسعود و عبد اللّٰه عبّاس و عبد اللّٰه عمر [٥]و حسن بصرى و عمرو بن دينار و مجاهد و قتاده و ابراهيم و ربيع و زهرى و سدّى و عطا و عكرمه و ضحّاك گفتند:مراد به«رفث»جماع است-و اين مذهب ماست،و طاوس و ابو العاليه گفتند:مراد تعريض [٦]به جماع است و ذكر آن كردن پيش زنان.و عطا گفت[٢٤٦-پ]:وعده مرد است [٧]زن را به جماع بعد الاحلال من الاحرام.
حضير بن قيس [٨]گفت:با عبد اللّٰه عبّاس [٩]بودم در راه حجّ.چون فرود آمديم، او بيامد و تعهّد شتر مىكرد در ميانه دنبال شتر به دست گرفت،و مىپيخت [١٠]چنان كه عادت رحّال [١١]باشد،و مىگفت:
و هنّ يمشين بنا هميسا
ان يصدق [١٢]الطّير ننك لميسا
او را گفتم:أ ترفث و انت محرم،رفث مىگويى و تو محرمى؟گفت:إنّما الرّفث
[١] .چاپ شعرانى(١١٥/٢):بر منع.
[٢] .چاپ شعرانى+دو زن.
[٣] .مب:كه.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مر:من.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:عبد اللّٰه بن عمر.
[٦] .وز:تعرّض.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مراد است.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:حصين بن قيس.
[٩] .وز+و عبد اللّٰه عمر و حسن بصرى.
[١٠] .آج،مب:مىپيچيد،فق:مىهحت.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:رجال.
[١٢] .وز،دب،آج،لب،فق:صدق.