روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٢ - ترجمه
پارهاى از موى سر و محاسن بگيرد و حلال شود از هرچه احرام داشت از آن الّا زنان و طيب و صيد براى حرمت حرم [١].
و مستحب آن است كه جامه دوخته در نپوشد تا متشبّه باشد به محرمان،آنگه همچنان [٢]باشد تا روز ترويه،[روز ترويه] [٣]غسل كند و بايد كه وقت زوال بود آنگه نماز پيشين و ديگر بكند،و عقيب [٤]آن احرام گيرد[به حجّ،پس] [٥]ازآنكه نماز احرام بكند شش ركعت يا دو ركعت و در دعا ذكر عمره نكند كه عمره تمام شد او را ذكر حج كند،پس آنگه [٦]اگر پياده[بود هم ازآنجا كه] [٧]احرام گرفته باشد آغاز لبّيك زدن كند،و اگر سوار باشد آنگه كه راحله او برخيزد،چون با بطح رسد آواز [٨]بلند كند و طواف خانه نكند [٩]،[روى به منا نهد] [١٠]و به منا شود و شب آنجا [١١]باشد،و بامداد به عرفات آيد،و روز آنجا باشد،چون وقت زوال بود غسل بكند و نماز پيشين و ديگر به جمع بگزارد و[به موقف] [١٢]بايستد و بر كوه نشود الّا عند ضرورة [١٣].
و حدّ عرفات از بطن عرنه است تا [١٤]به ثويّه تا [١٥]به نمره تا [١٦]به ذى المجاز،بر زمين بايستد و دعاى موقف خواندن گيرد تا آفتاب فروشدن.[چون آفتاب فروشود ] [١٧]از عرفات بيايد و نماز شام به مزدلفه آرد،و اگر از شب ربعى شده باشد هر دو نماز به جمع بكند[٢٤٤-پ]آنجا،و مزدلفه در مشعر الحرام است.
و حدّ مشعر الحرام از ميان مأزمين است تا به حياض تا به وادى محسّر،به موقف مشعر در اين ميانه بايد [١٨]تا باشد،چون صبح برآيد نماز بامداد بكند و به موقف
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:حج.
[٢] .دب:چونان.