روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٢ - ترجمه
به دست او باشد نه تسريح.
و مراد به«امساك»در آيت رجعت است،اى راجعوهنّ،رجعت كنى با ايشان به معروف،يعنى بر وجه مشروع چنان كه خداى فرموده است.
محمّد بن جرير گفت: بِمَعْرُوفٍ ،اى باشهاد عليها،براى آنكه چون بر طلاق گواه [١]باشد و بر رجعت نباشد ايشان را متّهم بكنند به زنا،و اشهاد بر رجعت به نزديك ما مستحبّ است براى اين را،و اگر نكند [٢]روا باشد و حلال بود او را.
و مراد به«تسريح»،تخليه و امهال است تا از عدّت بيرون آيد و مالك نفس خود شود.
وَ لاٰ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرٰاراً ،معنى آيت آن است كه:چون زنان را طلاق دادى،و ايشان عدّت به نزديك آخر رسانيدند،اگر رغبت باشد شما را كه با ايشان رجعت كنى بكنى بر وجه معروف،و اگر نباشد امهال و تخليه كنى و رها كنى تا عدّهشان [٣]به سر آيد،و از بند شما بيرون شوند،تا اگر خواهند كه [٤]جاى ديگر عقدى بندند ببندند،و ايشان را معذّب مداريد [٥]بين الباب و الدّار،لا ايّما و لا ذات بعل،نه شوهر دارند و نه ندارند به شما شوهر [٦]بىشوهر باشند،و از بند شما نارسته شوهرى ديگر نتوانند كردن.
و غرض از آيت نهى از اضرار است[٣٠٤-ر]و امساك ايشان بر سبيل مضارّت تا اعتدا و ظلم كرده باشى،و هركه اين كند بر خويشتن ظلم كرده باشد به ايصال عذاب و عقوبت به خود و نقصان حظّ خود از [٧]ثواب اگر بر شرع كار كردى.و راوى خبر گويد كه،رسول-عليه السّلام-گفت:
ملعون من ضار مسلما او ما كره ، گفت:در لعنت است آنكس كه مضرّت رساند به مسلمانى [٨]يا مكرى كند با او.
وَ لاٰ تَتَّخِذُوا آيٰاتِ اللّٰهِ هُزُواً ،ابو الدّرداء روايت كند كه:در جاهليّت مرد زن را
[١] .ضبط اساس در اصل به صورت«گواه»بوده و بعدها با خطى متفاوت از متن به«گواه»تبديل شده است.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:نكنند.
[٣] .كذا:در اساس،مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:عدّت ايشان.
[٤] .مب،مر+در.
[٥] .آج،لب،فق:مدارى/مداريد،مب:ندارى/نداريد.
[٦] .آج:كلمه«شوهر»را خط زده و به«زن»تبديل كرده است.
[٧] .مب،مر:بر.
[٨] .آج،لب:رساند مسلمانى را.