روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦١ - ترجمه
كسى او را گفت:شجاعتت [١]را حدّى نيست،لو لا قصر قامتك،اگر نه آنستى كه قامتت كوتاه است،گفت:انّ اللّٰه تعالى لم يخلقنى طويلا و لا قصيرا لا ضرب الطّويل فاقطّه [٢]و اضرب القصير فأقدّه.عبد اللّٰه[٣٣٢-پ]عبّاس گفت:كانت ضربات علىّ ابكارا اذا استطال قدّ و اذا اعترض قطّ.
ابن كيسان گفت:مراد جمال است،و طالوت نيكوتر بنى اسرايل بود و عالمتر،و در تقدّم جاى [٣]هست كه جمال شرط است،آنجا كه جماعت در قرائت و فقه و هجرت راست باشند به اقامت [٤]نماز كه را پيش دارند؟اصبحهم وجها،آن را كه نكوروىتر باشد.
وَ اللّٰهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشٰاءُ ،و خداى تعالى ملك به آن دهد كه او خواهد،پس منكر مباشى كه طالوت پادشاه بود،كه ملك نه به وراثت باشد،ملك خدا را است، به آن دهد كه او خواهد،و به آن خواهد كه دهد كه سزاوار باشد.
وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِيمٌ ،و خداى-جلّ جلاله-فراخ عطا و داناست،چون دهد بىاندازه دهد،و چون نهد به جاى نهد،بخيلوار ندهد و جاهلوار ننهد.
بنى اسرايل گفتند:اكنون آيت و علامت و دلالت پادشاهى او چيست؟پيغامبر گفت [٥]، وَ قٰالَ [٦]لَهُمْ نَبِيُّهُمْ -يعنى اشمويل [٧]: إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ ،علامت پادشاهى او أَنْ يَأْتِيَكُمُ التّٰابُوتُ ،آن است كه تابوت به شما آيد،و قصّه و صفت او-على ما جاء فى التّفسير و ذكره المفسّرون و اهل الاخبار-آن بود كه گفتند:خداى تعالى تابوتى بر آدم فروفرستاد در او صورت پيغامبرانى [٨]كه از فرزندان او خواستند بودن [٩]،و خانههاى ايشان تا [١٠]به آخر زمان كه خانه رسول ما-عليه السّلام-بود در آخر ايشان از ياقوتى صرخ [١١]و صورت و شبح او در آنجا ايستاده در نماز،و حوله [١٢]اهل بيته و اصحابه،و
[١] .همۀ نسخه بدلها:شجاعت تو.
[٢] .لب،فق،مب،مر:فاقطعه.
[٣] .دب،آج،مب:جايى.
[٤] .مج،وز،دب:امامت.
[٥] .مب+قوله تعالى.
[٦] .اساس:و قالت،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٧] .دب،آج:اشموئيل.
[٨] .آج،لب،فق:در صورت پيغمبرى.
[٩] .آج،لب،فق:خواسته بودند.
[١٠] .آج،لب،فق،مب،مر:را.
[١١] .مج،دب،آج،لب،فق،مب،مر:سرخ.
[١٢] .آج:حواليه،لب،فق:حواله،مب،مر:حوالى.