روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩١ - ترجمه
اين دو قول كه گفتيم،برآن وجه آيد كه فعل مجهول بود-ما لم يسمّ فاعله-و پدر و مادر مفعول فعل باشند،اعنى مضارّت.و برآن طريقه كه فعل مسند بود با پدر و مادر،و فعل بر اصل خود بود مجهول نبود،معنى آن بود كه:مادر مضارّت نكند به آنكه كودكش را شير ندهد تا [١]پدر را طلب دايه و تحكّم او بايد [٢]بردن،و نه نيز پدر مضارّت كند مادر را به آنكه فرزند از او بستاند،و گويد:رها نكنم تا تو او را شير دهى.و بر تقدير اوّل،اصل چنان بود كه:لا تضارر،و بر اين قول:لا تضارر [٣].
و فعل مادر و پدر را باشد،و [٤]اضرار به يكديگر كنند-چنان كه بگفتيم-به سبب فرزند.و شايد كه ضرار [٥]راجع باشد با كودك يعنى هريكى از مادر و پدر نبايد تا كودك را اضرار كنند به آنكه مادر گويد:من شير نمىدهم كه بر من واجب نيست،و پدر گويد:من دايه نمىيابم،يا [٦]تحكّم دايه نخواهم كشيدن تا كودك مضرور شود.و بر اين قول«با»زايد بود،و تقدير چنين بود كه:لا تضارر [٧]والدة ولدها،و اين اقاويل جمله مروى است از مفسّران.
و قولى ديگر آن است كه:مضارّت نكند مادر به منع شوهر از مواقعه با او خوف حمل را.و نيز پدر مضارّت نكند بامتناعه عن جماعها شفقة على الولد،و بر اين قول مضارّت [٨]تعلّق به مادر و پدر دارد،و المعنى بسبب الولد و اين قول صادق و باقر است-عليهما السّلام.
وَ عَلَى الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِكَ ،خلاف كردهاند كه اين وارث كيست و وارث كيست؟بعضى گفتند:وارث كودك است،و معنى آن است كه:بر وارث كودك، كه اگر كودك را وفات بود[٣٠٧-ر]اولى النّاس بميراثه او باشد،بر او همان است كه بر پدر.چون كودك را پدر نباشد بر ولىّ كودك كه وارث باشد همچنان اجرت رضاع و تعهّد كودك و شيردهنده او [٩]واجب است كه بر پدر باشد.
[١] .آج،مب:و يا.
[٢] .مر:بايدش.
[٣] .اساس:به صورت«لا تضارر»هم خوانده مىشود.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+اصل.
[٥] .مج،وز،فق،مب،مر:اضرار.
[٦] .مج،وز،دب،مر:تا.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:تضارّ.
[٨] .اساس:مضار،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .مب،مر+را.