روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٢ - ترجمه
آنگه در او خلاف كردند [١]،بعضى گفتند:عصبه مرد باشند [٢]از مردان دون زنان، چون جدّ و برادر و پسر برادر عمّ و پسر عمّ،و اين قول عمر است و ابراهيم و حسن و مجاهد و عطا و مذهب سفيان است،و گفتند:چون او را مالى نباشد عصبة را جبر كنند بر نفقه او آنان را كه وارث او باشند.
و ابن سيرين گفت:كودكى يتيم را به نزديك عبد اللّٰه بن عتبه آوردند،گفت:
رضاع او از مال او باشد،و اگر او را مال نبود از مال وليّش،أ لا ترى انّ اللّٰه تعالى يقول: وَ عَلَى الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِكَ ،و اين قول ضحّاك است.و بعضى ديگر گفتند:
وارث كودك است كائنا من كان من الرّجال و النّساء.و اين قول قتاده است.و الحسن بن صالح [٣]و ابن ابي ليلى و مذهب احمد و اسحاق و ابو ثور،گفتند:هر وارثى بر قدر نصيبشان از ميراث جبر كنند بر نفقه او،و اگر عصبه باشند و اگر نه.
بعضى دگر گفتند:هر خويشاوندى باشد كه محرم كودك باشد از جمله وارثان او.و چون ذو رحم محرم نباشد،بر او واجب نبود،مثلا چنان كه بر خواهرزاده و برادرزاده باشد،بر عمّزاده نباشد كه ايشان محرماند و اينان نهاند،و اين قول ابو حنيفه است و ابو يوسف و محمّد.
و بعضى دگر گفتند:مراد به وارث،كودك است كه او وارث پدرش باشد، يعنى مزد رضاع او بر مال خود باشد او را،براى آنكه مال او مال پدر است،اگر پدر زنده بودى هم از اين مال [٤]او خرج كردى.چون پدر رفت،مال هم آن [٥]است كه به فرزند رسيد و او وارث است،اگر پدر را مال نباشد مادر را جبر كنند بر نفقۀ او،و اين مذهب مالك است و شافعى كه ايشان گفتند:جبر جز مادر و پدر را نكنند بر نفقه كودك،و به نزديك ما همچونين [٦]بر مادر و پدر باشد-و ان عليا-اگرچه بر بالا مىشوند از جدّ و پدران ايشان.
و قولى ديگر اصحابان [٧]ما را اين است كه:بر وارث باشد نفقه و مئونت كودك
[١] .دب،آج،لب،فق،مر:كردهاند.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مراد باشد.
[٣] .آج،لب:حسن بن صالح.
[٤] .مج،وز+بر،دب،آج،لب،فق،مب،مر+براى.
[٥] .مب،مر:همان.
[٦] .مج،آج،لب،فق،مر:هم چنين.
[٧] .آج،لب،فق:اصحاب.