روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٢ - ترجمه
قطّ.و منه قرأت القرآن لأنّ القارئ جامع للحروف [١]،و اين اختيار زجّاج است.و آنكس كه گفت:قريت [٢]الماء فى الحوض،اى جمعت از اينجاست،گفت:
تخفيف همز [٣]كرد،پس بر اين قاعده اگر بر طهر حمل كنند لاجتماع الدّم فى الموضع الّذي هو فيه بهتر باشد،و از اين جا گفتيم [٤]:حمل كردن بر طهر اولىتر است،و در حيض از اين وجه اشتقاقى لايح ندارد.
امّا كلام در عدّت و حكم او:بدان كه عدّت بر دو چيز [٥]است:عدّت مطلّقه و عدّة المتوفّى عنها زوجها.امّا مطلّقه بر دو ضرب بود:ضربى او را عدّت بايد داشتن،و ضربى نبايد داشتن.
امّا آنكه ايشان را عدّت نبايد داشتن سهاند:يكى آنكه با او دخول نرفته باشد، و يكى آنكه لم تبلغ المحيض و لا فى سنّها من تحيض،و يكى الآيسة من المحيض و لا في سنّها من تحيض.
و امّا آنان كه ايشان را عدّت بايد داشتن بر دو ضربند:يكى عدّت به أقراء دارد [٦]،و يكى [٧]به شهور.
فامّا آنان كه به ماه دارند دو كس باشند:يكى آنكه حيض بينند [٨]،و لكن آنان كه به سنّ او باشند حيض نبينند [٩]،و يكى آنكه حيضش منقطع شود،و آنان كه در سنّ او باشند حيض بينند،اينان كه عدّت به ماه بايد داشتن سه ماه تمام.
و امّا آنكه به أقراء عدّت دارد،زنى باشد كه حيض بيند و او را عادتى مستقيم باشد،او [١٠]بنشيند تا سه پاكى ببيند:يكى پاكى آنكه در او طلاق گيرد،و دو پاكى ديگر پس از آن چون خون [١١]بيند [١٢]،حيض سوم [١٣]حلال شود بر شوهران.
و امّا آنكه حيض بيند،و لكن عادتى مستقيم ندارد و گاهى [١٤]بيند و گاهى [١٥]
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:جامع الحروف.
[٢] .اساس:قرأت،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:همزه.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:دو ضرب.
[٦] .مج:وارد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+عدّت.
[٨] .دب:نبينند،آج،لب،فق،مب،مر:نبيند.
[٩] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:بينند.
[١٠] .مج،وز:او را.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:حيض.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+از.
[١٣] .مج،وز،دب،آج،لب:سهام،فق،مب،مر،سيم.
[١٥] [١٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:گاه.