روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٨ - ترجمه
كافران و عاصيان را به عقاب.
ابو هريره روايت كند كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-گفت:
صلوا على انبياء اللّٰه و رسله فانّ اللّٰه بعثهم كما بعثني، گفت صلات [١]فرستى بر پيغامبران خداى كه ايشان نيز فرستادگان خدااند چنان كه مرا فرستاد.
اگر گويند:نه قاعدت آن است كه زمين نشايد كه از حجّتى خالى باشد،پس چگونه بود كه خلقان مجتمع باشند بر كفر،واحدة؟جواب [٢]گوييم بر قول آنان كه گفتند بر ايمان مجتمع بودند يا بر بىتكليفى،اين سؤال نيايد،و بر قول آنان كه اجتماع بر كفر گفتند،جواب ايشان آن است كه:حجّت خداى در ميان ايشان مغمور و مقهور بود،قوّت قهر و غلبه ايشان نداشت،براى آن خداى تعالى ذكر او [٣]در ميان اينان نكرد.
و قاضى القضاة و ابو مسلم بن بحر گفتند:مراد آن است كه مردم يك امّت بود [٤]، به آن معنى كه بر ايشان پيش از بعثت انبيا جز تكليف عقلى نبود،چون خداى تعالى خواست تا تكليف شرعى كند پيغامبران بفرستاد با كتابها.
وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتٰابَ بِالْحَقِّ ،كتاب گفت،و پيغامبران كه خداوندان كتابند يكى باشند [٥]؟از اين چند جواب گفتند:يكى آنكه چون«لام»جنس در او آورد، جنس صالح باشد يكى را و جمع را.و جواب دوم آن است:اراد مع كلّ نبىّ كتابا، با هر پيغامبرى كتابى،چنان كه گفت: فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِينَ جَلْدَةً [٦]...،و معنى آنكه :فاجلدوا كلّ واحد منهم،و مانند اين بسيار است.
أبو ذرّ غفارى-رحمة اللّٰه عليه-روايت كند كه:من از رسول-عليه السّلام-پرسيدم كه خداى تعالى از آسمان چند كتاب فرستاد.گفت:خداى تعالى [٧]پنجاه صحيفه بر شيث انزله كرد،و شيث وصىّ آدم بود.و بر نوح سى صحيفه انزله كرد،و بر ابراهيم
[١] .دب:صلوات.
[٢] .مج،دب،وز+ايشان،آج،لب،فق+آن.
[٣] .دب:ايشان.
[٤] .مج،وز،دب:بودند،آج،لب،فق:مردم يك ملّت بودند.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:كتابند:بيشاند.
[٦] .سورۀ نور ٢٤ آيۀ ٤.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز دب+از آسمان.