روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٩ - ترجمه
ده صحيفه انزله كرد،آنگه تورات[٢٧١-ر]بر موسى انزله كرد و انجيل بر عيسى.
گفتم:يا رسولاللّٰه!در صحف ابراهيم چه بود؟گفت:همه امثال بود،و تورات موسى [١]عبر [٢]بود،مانند آنكه:
عجبا لمن ايقن بالموت كيف يفرح،و عجبا لمن ايقن بالنار كيف يضحك و عجبا لمن رأى الدنيا و تقلبها بأهلها كيف اطمأن اليها ،عجب ازآنكه مرگ به يقين داند،چگونه شاد شود!و عجب ازآنكه دوزخ به يقين داند و چگونه بازخندد !و عجب ازآنكه دنيا ببيند و تقلّب او به اهلش چگونه ساكن شود با دنيا!و اين خبر ايجاب آن نكند كه در اين كتابها هيچ اوامر و نواهى و احكام نباشد.
در دگر خبر آوردهاند كه:انجيل همه وعظ است،و در خبرى ديگر آمده است كه:زبور همه حكمت است،و در خبرى ديگر آمده است كه:در تورات هزار حكم بيش نيست از احكام شرع،خداى تعالى بيشتر در سورة البقره بيان كرد: لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّٰاسِ ،تا بيان كند احكام [٣]را كه در آن خلاف مىكنند،پس«بيان»را حكم خواند تا اضافهاش [٤]به كتاب درست باشد.
و قولى دگر آن است كه:حكم صاحب كتاب كند،و لكن براى آنكه به كتاب حكم كند،و اگر كتاب نبودى او را حكم نبودى،و حاكم از كتاب حكم كند بر وفق آنكه در كتاب باشد،براى اين حكم را اضافت كرد به كتاب،[و كتاب را] [٥]حاكم خواند،چنان كه گفت: هٰذٰا كِتٰابُنٰا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ [٦]...،كتاب سخن نگويد،انّما بر كتاب سخن گويند [٧]،و اين چنان است كه خارجيان اميرالمؤمنين على را گفتند:ما براى آن برگشتيم از تو كه تو مردان را در دين خداى به حاكم [٨]كردى.او گفت:
ما حكّمت الرّجال و لكن حكّمت كتاب اللّٰه، گفت:من مردان را به حاكم نكردم،من كتاب خداى به حاكم كردم،و لكن كتاب سخن نگويد مردم از كتاب سخن گويند.
[١] .مج،وز،آج،لب،فق،مب+همه.
[٢] .مر:عبرت.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:احكامى.
[٤] .مج،وز:اضافهاش.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .سورۀ جاثيه(٤٥)آيۀ ٢٩.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:گويد.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب:به حكم