تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٠ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
چگونه گفته مى شود ولى همين قدر حس مى كردم كه چنين مى گويد :
من هستم ، من زندگى مى كنم ، من جاودانم ، من مى آفرينم ، من مى بينم ، من مى شنوم ، من محبت مى ورزم ، من تسلى مى دهم ، همه چيز از من به وجود مى آيد ، هر چيز كه از وجود من آغاز شده به وجود من ختم مى گردد و وقتى آن چه از من ناشى شده است بمن باز گردد ، سعادت و ابديت آشكار خواهد شد . من نه بزرگم نه كوچك زيرا همه چيز ، همهء اشياء و مخلوقات هستم من هيچ چيز را كوچك نمى شمارم و هيچ چيز را اندازه نمى گيرم . در برابر من نه چيزى بزرگ است و نه چيزى كوچك زيرا من از اندازه و قياس گذشتهام ، من پدر تو هستم ، همان طور كه پدر آفتابم كه بر فراز سر تو است من مادر تو هستم همان طور كه مادر ستارگانم كه بر فراز آسمانند من قاضى تو هستم همان طور كه قاضى كسانى هستم كه احكام مرا عمداً اجرا يا نقص مى كنند من دوست تو هستم همان طور كه دوست كسانى هستم كه از روان من به وجود آمدهاند من غم گسار تو هستم ، زيرا تو بر اثر ارادهء من رنج مى برى و تو مى توانى با من مانند دوست معتمدى گفتگو كنى ، زيرا من احوال تو را بدون اين كه حرف بزنى مى دانم من در بالا و پستى و قبل و بعد هستم ، من دريايى هستم كه مى توانى هواهاى خود و رنجهاى خود و اميدهاى خود را در آن بيفكنى و هيچ نترسى به طورى كه حتى يكى از نفسهاى تو يا يكى ، از قطرات عرق و يا اشك تو دو باره باز نگردد ، زيرا من همه چيز را باز مى گردانم .
آسمان همه چيز منم ، حاصل همه چيز منم ، خلاصه من همه چيز هستم و هيچ چيز نمى تواند از من به هيچ جا بگريزد مگر بعدم و نيستى ، ولى عدم و نيستى كلماتى است كه از دهان كسانى كه فكر محدود دارند خارج مى شود و گر نه عدمى يافت نمى گردد . من عالم عدم را از وجود انباشتهام ، اسم حقيقى من حيات است ، و هزاران چيز ديگر از اين قبيل كه من گوش مى كردم و با آن كه اين قدر بلندتر از فكر من است مى پنداشتم كه مى فهمم . » [١]
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ١٥٤ - ١٥٣ . .