تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
من گاهى با خود مى گويم :
خداوند مانند صنعتگرانى است كه شيروانى عمارت را مى سازند و قبلًا ميان قطعات آهن فواصلى باقى مى نهند تا وقتى كه قطعات مذكور در اثر گرما و سرماى فصل منبسط و منقبض مى شوند به هم فشرده نگشته و درهم نشكنند .
بنا بر اين خدا هم در تنظيم امور فواصلى را پيش بينى مى كند كه در وقت اجابت دعاى يكى از بندگان در حقيقت به اصل مصنوعات خود دست نزده و ارادهء خود را تغيير نداده باشد . اين تصور بسيار احمقانه است ، ولى بيش از اين نبايد متوقع باشيم ، زيرا كه همهء ماها وقتى از خداوند صحبت مى كنيم احمقانه خواهد بود وانگهى گفتگوى ما در بارهء خداوند هر قدر بىفايده باشد لااقل غم گسار و باعث تسلى است . » [١] [ كلود در جواب سؤال : چه دعايى را بيشتر ذكر مى كرديد ، مى گويد ] :
« - اگر مى توانستم هر نفسى را كه از ابتداى تولد خويش بر آوردهام به خاطر بياورم بذكر كليهء ادعيهاى كه به خداوند خطاب كردهام مى پرداختم ، زيرا بدون اغراق مى توانم بگويم كه با هر نفسى كه بر آوردهام دعايى كردهام . » [٢] [ از كلود سؤال مى شود ] : از پيشگاه خداوند براى خودتان هم چيزى استغاثه مى كرديد ؟ جواب مى دهد ] :
« - براى خودم چيز مهمى استدعا نمى كردم ، زيرا چيز مهمى لازم نداشتم و فقط آرزو مى كردم كه در زندگانى خويش بتوانم به بد بختتر از خود خدمت كنم و در اين دنيا شرافتمندانه زندگانى نمايم و در دنياى ديگر در آغوش الهى با دنيز باشم تا به لطف خداوند به محبت يكديگر بپردازم . ساير موجودات براى نم چيزى نبودند و از همهء دنيا فقط يك خدا و يك عشق و يك ابديت براى دهقان ناچيزى مثل من كافى بود .
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ١٥٤ - ١٥٣ . .
[٢] سنگتراش سن پوان ، ص ١٥٤ . .