تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨١ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
[ و كلود مى گويد ] :
« همان طور كه چكش و ناقوس پس از آن كه ضربهاى مى زند و هوا را مى لرزاند نواى دل كشى مى دهد ، اين كلام پس از آن كه مرا تكان مى داد نواى دل كشى در روحم مى پراكند و آرامش خاطرى به من مى داد و چنان مرا روشن مى ساخت كه گويى ستارهاى از آسمان فرود آمده است تا مرا روشن سازد يا دست خنياگرى تارهاى دل و جان و تن را موزون ساخته است ، به طورى كه وجود من آلتى بود كه آواز موزون از آن بر مى آيد و ممكن بود كه دست الهى آن را به صدا در آورد . اين لحظات از لحظات خوش زندگى من بود كه پس از مشقات فراوان باعث تسلى خاطرم مى شد . » [١] [ در سؤال و جواب با كلودهوت ] :
« - شما تصور مى كنيد كه خداوند هم مثل انسان است كه در ارادهء خود ثابت نباشد و از استغاثه و زارى ديگران متأثر گردد و ارادهء خود را تغيير دهد ؟ ابداً چنين تصور نمى كنم . اما چنين معتقدم كه خداوند ما را آفريده تا ارادهء او را اجرا كنيم و چون خود او مى دانسته است كه ما در گذرگاه حيات پيوسته محتاج خواهيم بود ، غريزهاى در ما نهاده است كه به وسيلهء آن دايماً احتياجات خود را از او تقاضا كنيم و به اين طريق پيوسته در پرستش باشيم و تا دنيا باقى است او را نيايش كنيم . پس چرا در زندگى دست حاجت به سوى كسانى دراز كنيم كه خود نيازمندند و قادر به اداى تقاضاى ما نيستند ؟ در صورتى كه مى توانيم همه چيز را از آن كس تقاضا كنيم كه صاحب همه چيز است . من مى دانم كه اين مردم مى گويند : مشيت خداوند مانند وجود او نامتغير است و بنا بر اين نمى توان ارادهء او را به وسيلهء دعا و تقاضا تغيير داد ، اما من مى گويم آن چه ما تقاضا خواهيم كرد خداوند قبلًا پيش بينى كرده و امور را چنان منظم ساخته است كه وقتى دعا مستجاب شد در حقيقت ارادهء او تغيير نپذيرفته ، بلكه قبل از آن كه ما استدعا كنيم او اجابت كرده است .
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ١٥٣ - ١٥٢ . .