تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٤ - منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين
جولان داشتهايد ؟ آيا سمند نبوغ او ، بر مثال دست جادوگرى ، شما را بر فراز پرتگاه بىپايان قرون گذشته معلق نگه داشته است ؟ لايه به لايه ، قشر به قشر زير سنگهاى مون مارتر ( يكى از تپه هايى كه پاريس روى آن بنا شده است ) يا در دل صخرهاى سيستى ( نوعى سنگهاى رسوبى ) اورال ، كشف اين حيوانات كه جسد فسيل شده شان به تمدنهاى پيش از طوفان نوح تعلق دارد ، نظر وحشت زدهء روح ميلياردها سال و ميليونها اقوام را در بر مى گيرد ، اقوامى كه حافظهء ضعيف انسانى و سنت لا يزال آسمانى آنها را فراموش كرده ولى خاكسترشان در سطح كرهء ما همان دو گز خاك زراعتى را كه نان و ميوه و گل به ما بخشد تشكيل داده است .
آيا كوويه بزرگترين شاعر قرن ما نيست ؟ گر چه لرد بايرون برخى آشوب روحى را در قالب كلمات تصوير نمود ، اما طبيعى دان فنا ناپذير ما به كمك استخوانهاى خشكيده جهانى را از نو ساخته ، مانند كادموس ( پهلوان فينيقى ) با چند دندان شهرهايى را دو باره بنا كرده با تعمق در چند تكه ذغال سنگ هزاران جنگل را به جانوران اسرار آميز انباشته ، و در پاى يك ماموت ( فيلهايى در عصر چهارم زمين شناسى زندگى مى كردند ) نشان اقوال غول پيكرى را باز يافته است . اين چهره ها سر بر مى دارند ، بزرگ مى شوند ، و مناطقى را فرا خور پيكر عظيم خويش مسكون مى سازند .
كوويه به كمك ارقام شعر مى گويد و عظمتش در آن است كه صفرى را كنار هفت مى گذارد بىتوسل به كلمات ساختگى ، جادوگران عدم را بيدار مى كند ، قطعهء گچى را مى كاود و نقشى در آن مشاهده مى نمايد و به شما مى گويد : ببينيد ، ناگهان سنگهاى مرمر شكل حيوانى به خود مى گيرد ، و طومار جهان باز مى شود پس از سلسلهاى بىشمار جانوران غول آسا از نژادهاى ماهى و قبيلهاى نرم تنان ، سر انجام نوع بشر ، ثمره تباه يك بيخ بزرگوار كه شايد آفريننده آن را درهم شكسته است پديدار مى گردد . اين مردان لاغر و كوچك كه تازه ديروز زاييده شده اند