تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٥ - منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين
از نگاه دانشمند كه به گذشته متوجه است به شوق مى آيند و مى توانند از هرج و مرج آغاز خلقت بگذرند و در حالى كه سرود بىپايانى را مى خوانند ، در نوعى معراج رو به قهقرا ، شكلى به گذشته جهان بدهند . در مقابل اين رستاخيز وحشتناك كه آواز يك نفر به تنهايى آن را بر انگيخته است ، اين دقيقه زندگى كه نصيب ما است ، اين شىء ناچيز از آن بىنهايت بىنام كه همه عوالم را در بر مى گيرد و ما نام زمان بر آن نهادهايم ، در نظر ما بس حقير مى آيد ، زير ويرانهاى آن همه جهان گذشته خرد مى شويم و از خود مى پرسيم : افتخارات ما ، كينه ها و عشقهاى ما به چه درد مى خورد ؟ و آيا مى بايد رنج را قبول كنيم ، تا در آينده يك نقطهء نامحسوس گرديم ؟ اين افكار ما را از زمان حال ريشه كن مى كند ، نمى دانيم مرده يا زندهايم تا آن كه نوكر ما از در داخل مى شود و پيغام مى آورد :
خانم كيتس جواب دادهاند كه منتظر آقا هستند . » [١] » وحشتهاى زندگى قادر نبود به روحى كه با وحشتهاى مرگ خو گرفته بود كارگر افتد . » [٢] » و نيز چون ديگر لذتى را نمى شناسد از درد و رنج هم فارغ است . » [٣] » ولى اين خطا را بايد از آن دانست كه تفكراتش روى زندگى و ادراك او پردهاى كشيده بود . » [٤] » آخر ، اين چه خطايى است كه شما را به مردن ترغيب مى كند ؟ - علت مرگ مرا در انگيزهاى مستندى كه در غالب خودكشىها ديده مى شود جستجو نكنيد ، براى آن كه لازم نباشد درد بىمانند خود را بر شما افشا كنم ، دردى كه به دشوارى در بيان آدمى مى گنجد ، همين قدر به شما مى گويم كه من در عميقترين ، پستترين ،
[١] چرم ساغرى ، ص ٤٠ . .
[٢] چرم ساغرى ، ص ٤٣ . .
[٣] چرم ساغرى ، ص ٤٦ . .
[٤] چرم ساغرى ، ص . .