تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣٧ - حكم غرامت بعد از حصول تمكن از عين متعذر الوصول
تلف شود همين غرامت بعنوان بدل از عين در ملك مالك مستقرّ مىشود نه مثل و قيمت.
بنابراين طبق اين احتمال عين متمكّن الوصول تنها يك حكم تكليفى بآن تعلّق گرفته و آن عبارتست از وجوب ردّش به مالك امّا اينكه مطابق احتمال اوّل بگوئيم:
ضمان جديد نيز بآن متوجّه شده و ضامن بضمان جديد عهدهدار آن مىگردد، كلام صحيحى نيست.
مختار مرحوم مصنّف
مرحوم مصنّف احتمال دوّم را اختيار فرموده و در تثبيت آن مىفرمايند:
دليل بر ترجيح اين احتمال استصحاب مىباشد و تقرير آن چنين است:
پيش از امكان وصول بعين و دسترسى پيدا كردن بآن عين مضمون به غرامت بود يعنى غرامت بعوض عين از دست رفته بمالك داده شد و وى مالك آن گرديد حال پس از عروض و حدوث تمكّن نمىدانيم بمجرّد آن غرامت از ملك مالك خارج و به غارم برمىگردد يا همچنان مانند قبل در ملك مالك باقى است. استصحاب بقاء ملك حاكم است باينكه غرامت همچنان بملك مالك باقى مىباشد.
و نيز عين متعذّر الوصول در هنگام تعذّر در ضمان غارم بوده كه مىبايد از عهده آن خارج شود لذا پس از اداء غرامت به مالك عهدهاش ساقط گرديده و ضمانى ديگر بر او نمىباشد حال بمجرّد حصول تمكّن شك مىكنيم آيا ضمان جديدى در عهدهاش پيدا مىشود يا همچنان ذمّهاش فارغ است استصحاب عدم ضمان حاكم است به فراغ ذمّه او از ضمان.
قوله: ضمانا جديدا بمثله: يعنى اگر عين تلف شد و مثلى بود ضامن بضمان جديد مكلّف است مثل آنرا بمالك برگرداند.
قوله: او قيمته: در صورتيكه قيمى باشد.
قوله: او انّها باقية على ملك الخ: اشاره است به احتمال دوّم.
قوله: مضمونة بها: ضمير در « بها » به غرامت راجع است.
قوله: لا بشيئ آخر: همچون مثل و قيمت.