تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٩٨ - حكم تعذر وصول به عين
و يدلّ عليه قاعدة تسلّط الناس على أموالهم و كما انّ تعذّر ردّ العين فى حكم التلف فكذا خروجه عن التقويم.
ترجمه:
حكم تعذّر وصول به عين
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آنچه در تلف عين بيان نموديم كه اگر مثلى است مضمون بمثل بوده و در صورتيكه قيمى است قيمت در ذمّه ضامن مىآيد عينا در تعذّر وصول بعين جارى است اگرچه تلف نشده باشد مثل اينكه مورد سرقت واقع شده يا غرق گشته و يا گم گرديده و يا عبدى است كه فرار نموده كه در صورت وقوع چنين حوادثى اگرچه عين باقى است ولى چون مالك متمكّن از وصول بمالش نيست ضامن بايد مثل يا قيمت عين را بمالك اداء نمايد.
و دليل بر اينحكم ادلّهاى است كه اين امور را در باب امانات مضمون موجب حصول ضمان قرار دادهاند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آيا ضمان در مورد تعذّر وصول بواسطه امور مذكور مقيّد است باينكه يأس از دسترسى بمال حاصل شود يا اميد و رجاء پيدا شدنش نباشد و يا ضمان ثابت است حتّى در جائى كه مىدانيم مال در ظرف مدّت طولانى كه مالك بواسطه انتظار رسيدنش بآن متضرّر مىشود پيدا مىشود بلكه اگر مدّت وصول حتّى كوتاه و ناچيز باشد نيز ضمان در عهده ضامن مستقرّ است؟ بايد بگوئيم وجوه و احتمالاتى در مسئله مىباشد ولى از ظاهر ادلّهاى كه امور مذكور را سبب براى ضمان قرار دادهاند استفاده مىشود كه ضمان در يكى از دو احتمال اوّل و دوّم ثابت است يعنى حصول يأس از وصول به عين و عدم رجاء وجدان مال و از ظاهر اطلاق فتاواى مشهور بدست مىآيد كه احتمال اخير متعيّن است چنانچه حضرات بطور مطلق فرمودهاند اگر تخته چوبى را كسى غصب كرد و آنرا به كشتى وصل نمود در صورتيكه از كندن آن بر مال غير غاصب خوف غرق شدن باشد بر غاصب لازم است قيمت آن چوب را بمالكش دهد تا به ساحل برسند.