تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١١ - وجه اشتراط و اعتبار تطابق در عقد
اگر متعقادين در اينگونه از امور باهم اختلاف داشتند ظاهرا اين اختلاف موجب فساد مجموع عقد بوده و اينطور نيست كه تنها يكطرف عقد صحيح و طرف ديگر باطل باشد چه آنكه اخلال به مثل موالات يا تنجيز يا بقاء بر صفت صحّت انشاء از نظر كسيكه اينها را شرط عقد مىداند موجب مىشود عبارت متعاقدين فاسد باشد حتّى عبارت قائل به شرط بودن اين امور.
مثلا اگر موجب كه بشرط بودن اين امور قائل نيست عبارتش را مثلا معلّق آورد يا تا زمان قبول بر صفت صحّت انشاء باقى نماند هرگز قائل ببطلان و معتقد به شرطيّت نمىتواند پس از چنين ايجابى مبادرت بقبول كند و در صورت انشاء قبول، عبارتش باطل و فساد است و همچنين اگر قابل پس از فوت شدن موالات مبادرت به قبول نمود و گمانش اين بود كه با عدم رعايت موالات عقد صحيح است در اينجا بر موجب واجب است كه در صورت اعتقاد به اعتبار موالات صيغه ايجاب را اعاده كند.
شرح مطلوب
قوله: اردئها اخيرها: ضمائر مؤنّث به « وجوه » راجع است.
قوله: و الترتيب: يعنى ترتيب بين ايجاب و قبول.
قوله: فالظاهر انّ اختلافها: در برخى از حواشى آمده است كه اولى و بهتر آن بود كه كلمه « اختلافها » به « اخلالها » بدل شود.