تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٠١ - فرق ثبوت قيمت در ذمه ضامن در صورت تعذر با ثبوتش در فرض تلف
همانطورى كه تعذّر ردّ عين بمالك در حكم تلف آنست خروجش از قيمت و سقوطش از ارزش نيز همين حكم را دارد و لذا بر ضامن واجب است در صورت سقوط عين از قيمت بدل آنرا به مالك اداء نمايد.
شرح مطلوب
قوله: و ان لم تهلك: يعنى اگرچه عين تلف نشده باشد.
قوله: او ضاعت: يعنى گم شده باشد.
قوله: و هل يقيّد ذلك: مشار اليه « ذلك » ثبوت قيمت در ذمّه ضامن در صورت تعذّر وصول به عين مىباشد.
قوله: ظاهر ادلّه ما ذكر: مقصود از « ما ذكر» سرقت و غرق و ضياع و اباق مىباشد.
قوله: احد الاوّلين: منظور از « اوّلين » ما اذا حصل اليأس من الوصول اليه، و عدم رجاء وجدانه مىباشد.
قوله: ظاهر اطلاق الفتاوى: يعنى فتاواى مشهور.
قوله: الاخير: يعنى و لو كانت المدّة قصيرة.
قوله: الى ان تبلغ الساحل: ضمير فاعلى در « تبلغ » به سفينه راجع است.
قوله: و يؤيّده: ضمير مفعولى به احتمال اخير راجع است.
قوله: انّ فيه: ضمير در « فيه » به ثبوت ضمان قيمت در فرض احتمال اخير راجع است.
قوله: الّذى فرض كونه فى عهدته: ضمير در « كونه » به مال و در « عهدته » به ضامن راجع است.
قوله: جواز مطالبة الخروج: يعنى جواز مطالبة المالك خروج الضامن.
قوله: نظير ما تقدّم فى تسلّطه: يعنى تسلّط المالك.
قوله: اشكل الحكم: مقصود از « حكم » وجوب اداء قيمت مىباشد.
قوله: بل لو كان ممكنا: ضمير در « كان » به وصول الى العين راجع است.
قوله: يجب عليه السّعى: ضمير در « عليه » به ضامن راجع است.
قوله: فى مقدّماته: يعنى مقدّمات الوصول.