تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦١٧ - حكم عينى كه از قيمت و ارزش خارج شده باشد
و لذا كان الوجوب مذهب جماعة: منهم الشهيدان، و المحقّق الثاني.
و يؤيّده أنّه لو عادت خلّا ردّت الى المالك بلا خلاف ظاهر.
ترجمه:
مقاله مرحوم محقّق اردبيلى در كتاب مجمع البرهان
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ولى از مرحوم محقّق اردبيلى در كتاب مجمع البرهان در ذيل همين مسئله نقل شده كه فرمودهاند بر خيّاط (غاصب) واجب نيست كه نخها را از جامه بيرون بكشد.
بلكه ايشان در دنباله اين گفتار فرمودهاند:
ممكنست بگوئيم اصلا جائز نيست مالك نخ غاصب را مكلّف به درآوردن نخ كند بلكه متعيّن و واجب است كه قيمت را از وى بستاند زيرا نخ بمنزله مال تالف مىباشد و پرواضح است كه مال تالف عوضش در عهده متلف مىآيد.
سپس فرمودهاند:
و وقتى حكم مسئله چنين بود بايد بگوئيم بنابراين خواندن نماز در چنين لباس دوخته شدهاى جايز است زيرا مال غصبى كه ردّش بمالك آن واجب باشد در آن نمىباشد چنانچه برخى از فقهاء فرمودهاند مسح كردن با رطوبتى كه از آب غصبى در اعضاء باقى مانده جايز مىباشد.
پايان كلام محقّق اردبيلى
استحسان برخى از معاصرين نسبت به كلام محقّق اردبيلى و تضعيف آن
برخى از معاصرين كلام مرحوم اردبيلى را مستحسن شمرده و در توجيه آن فرموده است:
وجه جودت و حسن كلام اردبيلى عليه الرّحمه اينستكه مالكيّت مالك نسبت به قيمت عين مقتضى است مضمون از ملك مالك خارج و در ملك ضامن داخل شود زيرا بمجرّدى كه ضامن عوض آنرا به مالك داد مال مضمون شرعا معوّض محسوب