تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٩ - كلام در ماده الفاظ عقد و نقل كلمات فقهاء
از الفاظ مجازى و كنائى در عقود نمىتوان استفاده كرد زيرا مخاطب نمىداند بچه معنائى مورد خطاب واقع شده است و تقرير ارجاع و انطباق اينكلام بر گفتار ما اينستكه مىگوئيم:
مراد علّامه (ره) اين نيست كه مخاطب از لفظ مجازى يا كنائى مطلب را حتّى با قرائن خارجيّه نمىفهمند بلكه مقصود ايشان اينستكه خطاب كنائى چون بر معناى انشاء شده بدون اراده ملزوم دلالت ندارد لذا نفس خطاب محتمل بوده و مخاطب نمىداند بچه معنائى مورد خطاب واقع شده امّا با ملاحظه قرائن خارجيّه كه از قصد متكلّم كشف مىكنند البتّه مخاطب مراد و مقصود را مىفهمد.
اينكه گفتيم در الفاظ كنائى تا ملزوم معنا مراد نباشد معناى انشاء شده فهميده نمىشود بخاطر اينستكه غالبا لازمه معنا اعمّ مىباشد و پرواضح است لفظى كه بر ملزوم خاص دلالت دارد تا لازمه اعمّ مقصود و مراد نبوده و دلالت لفظ بر آن مورد عنايت قرار نگرفته باشد ابدا لفظ مزبور بر آن دلالت نمىكند بلكه اساسا در الفاظ كنائى اينطور شايع و مطّرد است كه تا مادامى كه متكلّم خصوص فردى را كه با ملزوم خاصّ مجتمع است اراده نكرده لفظ بر ملزوم دلالتى ندارد لا جرم خطاب محتمل بوده و در نتيجه مخاطب نمىداند كه بچه معنائى مورد خطاب قرار گرفته است.
با توجّه بآنچه ذكر شد مىگوئيم:
طبق تقريرى كه در مسئله معاطات نموديم فرض اينستكه نيّت بتنهائى يا در صورتيكه كاشف از آن غير لفظ باشد در حصول نقل و انتقال مؤثّر نيست در نتيجه عقد لفظى كه تفاهم بواسطهاش بين متعاملين حاصل شود واقع نشده.
مؤلّف گويد:
پس مقصود مصنّف عليه الرّحمه اينستكه:
مرحوم علّامه نيز قبول دارد لفظ با قرينه خارجى مفهم معنا است ولى استفاده اينمعنا مستند به لفظ نبوده بلكه شيئ خارجى در آن دخالت كرده است بخلاف موردى كه لفظ با قرينه متّصل بكلام مفيد معنا باشد كه در اينجا دلالت لفظ بر معناى مقصود را از جمله دلالات لفظيّه وضعيّه بحساب مىآورند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند: