تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٣ - مقصود از اعواز مثل در خارج
به اخصّ المفهومين كه تعذّر باشد رجوع نموده و بگوئيم بر ضامن واجب است در صورت صدق تعذّر مثل قيمت تالف را به مالك ردّ كند چه آنكه در صورت تعذّر وجوب قيمت مجمع عليه مىباشد.
بلى، در پارهاى از اخبار سلم آمده است كه مسلم اليه (بايع) اگر قادر بر تسليم مسلم فيه نبود مشترى مخيّر است بين اينكه عقد را فسخ كرده و پولش را دريافت كند و اينكه صبر كرده تا براى مسلم اليه قدرت حاصل شود.
البتّه پرواضح است كه مقصود از « عدم قدرت» تعذّر عقلى كه موقوف بر مستحيل بودن نقل مال از شهرى به بلد عقد باشد نبوده بلكه ظاهر از آن همان معنائى است كه مرحوم علّامه در تذكره بيان فرموده لذا در مورد كلام از آنچه ايشان ذكر نموده براى حكم مسئله مىتوان استفاده كرد.
شرح مطلوب
قوله: و ما حوله: يعنى و ما حول البلد.
قوله: ممّا ينقل عادة منه اليه: اين عبارت بيان است براى « ما حوله» ضمير در « منه » به ما حوله و در « اليه » به بلد راجع است.
قوله: فى انقطّاع المسلم فيه: مقصود از « انقطاع » ناياب شدن بوده و « مسلم فيه» متاعى است كه به بيع سلم فروخته شده.
قوله: الرجوع فيه الى العرف: ضمير در « فيه » به اعواز راجع است.
قوله: و لو كانت فى تحصيلها: يعنى فى تحصيل العين.
قوله: و ليس هنا: مشار اليه « هنا » مسئله وجوب تحصيل مثل مىباشد.
قوله: تحديد التكليف بما عن التذكرة: يعنى نمىگوئيم تا زمانى تهيّه مثل بر ضامن واجب است كه مثل در بلد و اطراف آن يافت شود و در غير اينصورت وجوب مزبور ساقط است بلكه ملتزم هستيم باينكه تهيّه مثل از هرنقطهاى از نقاط عالم كه ممكنست واجب و لازم مىباشد.
قوله: تعيّن ما عن جامع المقاصد: و آن اين بود كه در تحقّق اعواز بايد به عرف رجوع كرد.