تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٥ - كلام در ماده الفاظ عقد و نقل كلمات فقهاء
اجاره را مىتوان به لفظ عاريه واقع ساخت و علّت آنرا اين قرار دادهاند كه قصد محقّق است.
و جماعتى ديگر در اينكه اجاره به لفظ بيع المنفعه منعقد مىشود ترديد كردهاند.
و دستهاى ديگر فرمودهاند:
مزارعه را مىتوان با هرلفظى كه بر تسليم ارض بمنظور مزارعه دلالت مىكند واقع ساخت.
و از مرحوم محقّق اردبيلى در كتاب مجمع البرهان نقل شده همانطورى كه سايرين نيز فرمودهاند بدون اشكال مزارعه را با هرلفظى كه بر مطلوب دلالت مىكند مىتوان واقع ساخت مشروط باينكه بصيغه ماضى باشد.
و از مشهور علماء نقل شده كه مىتوان آنرا بصيغه امر يعنى: ازرع واقع ساخت.
و جماعتى از فقهاء فرمودهاند:
وقف را مىتوان با لفظ: حرمت و تصدّقت انشاء كرد مشروط باينكه با اين الفاظ قرينهاى كه بر اراده وقف دلالت دارد همراه باشد مثل اينكه بدنبال آنچه ذكر شد بگويد حرمت ان لا يباع يا تصدّقت ان لا يورث.
در حاليكه هيچ اختلافى نيست در اينكه دو لفظ مزبور يعنى « حرمت » و « تصدّقت » از كنايات مىباشند.
و جماعتى از فقهاء تجويز كردهاند كه نكاح دائم را با لفظ « تمتّع » واقع سازند با اينكه لفظ مزبور صريح در نكاح دائم نيست.
سپس مرحوم مصنّف بعد از نقل اين كلمات مىفرمايند:
و با وجود چنين كلماتى از فقهاء عظام چگونه مىتوان بايشان يا اكثر آنها نسبت داد كه مىفرمايند واجب است عقد را با لفظ موضوع له خودش واقع ساخته و جايز نيست با الفاظ مجازى اجراء كرد على الخصوص كه در عدم جواز با مجاز تعميم داده و بگوئيم:
و در مجاز فرقى نيست بين مجاز قريب و بعيد چنانچه اين عبارت از بعضى از محقّقين قبلا نقل شد و با توجّه بآنچه از كلمات كه در اينجا نقل نموديم بخوبى معلوم مىشود كه بين فرموده حضرات با آنچه بايشان نسبت داده شده تنافى و تهامت مىباشد