تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٦ - وجه اشتراط و اعتبار تطابق در عقد
ترجمه:
شرط ديگر براى عقد
ديگر از شروطى كه براى عقد مىباشد اينستكه هركدام از ايجاب و قبول بايد در حالى واقع شوند كه موجب و قابل بتوانند در آنحال انشاء نمايند، بنابراين اگر مشترى در حال ايجاب بايع براى قبول كردن قابليّت و صلاحيّت نداشت يا بايع در وقتيكه مشترى انشاء قبول مىكند از قابليّت براى ايجاب خارج شود عقد منعقد نمىشود.
با توجّه باين نكته مىگوئيم:
عدم قابليّت براى انشاء اگر بخاطر اين باشد كه براى تخاطب و طرف خطاب قرار گرفتن صلاحيّت نداشته باشند همچون عروض موت و جنون و اغماء بلكه خواب بر ايشان البتّه وجه اعتبار اين شروط آنستكه در چنين حالى براى معاقده و معاهده معنائى تحقّق نيافته و وقوع عقد غير ممكن است.
انتقاد و اشكال
بمقالهاى كه ذكر شد ايرادى وارد بوده و آن اينستكه:
صحّت قبول از شخص موصى له زمانى است كه پس از موت موصي صورت گيرد پس در حال قبول موصى بله، موصى بواسطه موت از قابليّت براى انشاء خارج شده و معذلك قبول موصى له صحيح و نافذ است و اين معنا با آنچه گفته شد منافات دارد.
جواب
اساسا قبول در وصيّت ركن محسوب نشده و همچون عقود نبوده كه بدون قبول تحقّق نمىيابند بلكه از آن بعنوان شرط ياد مىكنند چه آنكه حقيقت و ماهيّت وصيّت، ايصاء است يعنى از ايقاعات بحساب آمده نه از عقود و شرط مذكور صرفا در عقود بوده نه در ايقاعات پس وصيّت موضوعا از محلّ كلام خارج مىباشد.
و شاهد ما بر اين گفتار اينستكه:
اگر موصى له قبل از قبول فوت شود وارث او بجايش قرار گرفته و مىتوانند قبول