تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١٢ - استدلال مرحوم شيخ الطائفه جهت اثبات ضمان مثلى بمثل و قيمى بقيمت
و زمانى آيه و عرف و مشهور در مضمون به باهم مجتمع بوده و هرسه متّفقند كه آنچه به ذمّه متلف مىآيد مثلا قيمت يا مثل مىباشد چنانچه در اكثر امثله چنين است.
شرح مطلوب
قوله: كالدليل السّابق عليها: مقصود از آن دليل عرفى مىباشد.
قوله: سواء وجد المثل فيها ام لا: ضمير در « فيها » به قيميّات عود مىكند.
قوله: لا يقول به: ضمير در « به » به الزام الضامن بتحصيل ذراع آخر من ذلك راجع است.
قوله: و كذا لو اتلف عليه عبدا: ضمير در « عليه » به مالك عبد راجع است.
قوله: و له فى ذمّة المالك بسبب القرض الخ: ضمير در « له » به متلف عبد عود مىكند.
قوله: فانّهم لا يحكمون بالتهاتر القهرى: و اين عدم حكم اقوى شاهد است بر اينكه حضرات در قيميّات بضمان مثل قائل نبوده بلكه قيمت را مضمون به مىدانند.
قوله: كما يشهد به ملاحظة كلماتهم الخ: ضمير در « به » به عدم حكم بالتهاتر راجع است.
قوله: لكن لعلّه من جهة صدق اداء القرض: ضمير در « لعلهّ » به ذهاب جماعة راجع است.
قوله: على عدم وجوب قبول غيرها: يعنى غير قيمت كه مراد از آن مثل باشد.
قوله: و ان كان مماثلا لها: ضمير در « كان » به غير قيمت يعنى مثل راجع بوده و ضمير در « لها » به عين بر مىگردد.
قوله: فمقتضى الدليلين: يعنى آيه و حكم عرف.
قوله: كما لو تعذّر المثل فى المثلى: كه در اينجا نيز بواسطه تعذّر مثل، مثلى از ذمّه ضامن ساقط نمىگردد.
قوله: فيضمن بقيمته يوم الدفع: تفريع است بر عدم سقوط المثل من الذمّة بالتعذّر و توضيح آن اينستكه: