تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٤ - كلام در الفاظ قبول
از اين گذشته آنچه از جماعتى از اهل لغت در اين باب نقل شده اينستكه لفظ مزبور مشترك بين بيع و شراء است.
و شايد اشكال در آن همچون اشكال در لفظ « اشتريت » است كه ايجاب را با آن بخواهند انشاء كنند.
تنبيه و تبصره
مخفى نماند كه آنچه از نهاية الاحكام و مسالك نقل شده اينستكه اصل در لفظ قبول « قبلت » بوده و باقى الفاظ بدل از آن مىباشند چه آنكه حقيقتا نمىتوان ابتداء به قبول نمود در حاليكه بمثل اشتريت و ابتعت ابتداء كردن امكان دارد.
و انشاء اللّه عنقريب توضيح و شرح آن در باب اشتراط تقديم ايجاب بر قبول خواهد آمد.
سپس مىفرمايند:
در اينكه قبول با لفظ « امضاء » و « اجازه » و « انفاذ » و نظير اينها منعقد گردد و احتمال مىباشد.
شرح مطلوب
قوله: و قد يستظهر ذلك: مشار اليه « ذلك » وقوع بيع با لفظ « اشتريت » مىباشد.
قوله: و حمله على ارادة ما يقوم مقامهما الخ: ضمير مجرورى در « حمله » به معطوف راجع است.
قوله: لكن الاشكال المتقدّم فى شريت الخ: اشكال مزبور اين بود كه استعمال « شريت » در بيع قليل بوده و اراده بيع از آن محتاج به قرينه معيّنه است و نيز در اخبار و كلام قدماء نقل نشده كه ايجاب بيع را با آن واقع بتوان ساخت.
قوله: بل لم يستعمل فيه الّا فيه: ضمير در « فيه » اوّلى به قرآن و در « فيه » دوّمى به بيع عود مىكند.
قوله: فى تعيين المراد منه: ضمير در « منه » به اشتريت راجع است.
قوله: الّا من الجامع: يعنى جامع مرحوم يحيى بن سعيد.