تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٧ - محل استشهاد به صحيحه ابى ولاد
بعيد نيست بتوان ادّعاء نمود در مثل مورد روايت يعنى قاطر و نظائر آن نوسان قيمت در ازمنه طولانى و فاصلههاى ممتد حاصل مىشود لذا از ابتداء يوم اكتراء تا زمانى كه ابى ولّاد قاطر را به مالكش برگرداند چون بيش از پانزده روز فاصله نشده على الظّاهر قيمت قاطر در روز اجاره و روز مخالفت و زمانيكه آنرا بصاحبش ردّ كرده يكى بوده و تغييرى پيدا نكرده است و قاعدتا مستأجر در صورت تلف قاطر مىبايد قيمت يوم الاكتراء را بدهد، پس مناط و ملاك قيمت همين روز است نه يوم المخالفة كه يوم الغصب محسوب مىگردد.
سؤال و اعتراض
اگر در مقام سؤال و اعتراض گفته شود:
پس چرا امام عليه السّلام يوم المخالفة را مطرح كرده و آنرا مناط قرار دادند.
جواب
در جواب مىگوئيم:
يوم المخالفة من حيث هو هو اعتبارى ندارد بلكه همانطورى كه گفتيم ملاك يوم القبض يعنى يوم الاكتراء مىباشد و بنا بآنچه اظهار شد قيمت قاطر در يوم التلف و يوم المخالفة متّحد است از اينرو بهركدام كه تعبير شود مقصود اداء مىگردد منتهى در خصوص روايت كه امام عليه السّلام نام يوم المخالفة را پيش كشيدند و آنرا مناط و ملاك قرار دادند جهتش اينستكه:
در امثال اينموارد مالكين (صاحب قاطر و نظائر آن) اينطور مىپندارند كه اگر كسى قاطر كرايه كرده را اتلاف نمود ضامن قيمتى است كه وى متاع را بآن ابتياع كرده اگرچه بعدا قيمت و ارزش آن كاهش پيدا كرده باشد بخاطر آنكه در مقابل آنچه گرفته مبلغ مزبور را خسارتا پرداخته است و به تعبير ديگر:
چون مالكين در مورد روايت و امثال آن غالبا عوام النّاس بوده و از حكم مسئله بىاطّلاع هستند لذا معتقدند با پولى كه متاعشان را خريدهاند خسارت مالى متحمّل شده لاجرم اگر مستأجر اينمتاع را كه از ايشان بعنوان كرايه و اجاره گرفته تلف كند