تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٤ - محل استشهاد به صحيحه ابى ولاد
الاكتراء همان روز مخالفت مستأجر بوده است چه آنكه از صدر روايت استفاده مىشود مستأجر وقتى قاطر را اجاره كرد بلافاصله از كوفه خارج شده و پرواضح است كه بين روز اكتراء و خروج مستأجر از كوفه و اقدامش بر مخالفت فاصلهاى واقع نشده بلكه در همان روز اكتراء مستأجر مرتكب مخالفت گرديده و بدين تريب يوم الاكتراء همان يوم المخالفة است كه در حقيقت يوم الغصب تلقّى مىگردد.
و بدين ترتيب با استدلال به صحيحه مزبور اعتمادا بر ايندو فقره مىتوان حكم كرد كه غاصب موظّف است قيمت يوم الغصب را بمالك مال بدهد.
قوله: و محلّ الاستشهاد فيها: يعنى محلّ استشهاد براى اعتبار يوم الغصب.
قوله: اليه ثانيا: ضمير در « اليه » به يوم راجع است.
قوله: و القيمة انّما هى قيمة المثل: معطوف است به « ذا القيمة .... » .
قوله: و امّا ما احتمله جماعة الخ: طبق اين احتمال فقره مزبور از محلّ استشهاد خارج شده و بنابرآن امام عليه السّلام حكم فرمودهاند باينكه در روز مخالفت مستأجر موظّف است قيمت بغل (قاطر) را بپردازد و امّا اينكه قيمت چه زمانى واجب است از اينفقره استفاده نمىشود و به تعبير ديگر:
مطابق اين احتمال امام عليه السّلام زمان و روز حدوث ضمان را معيّن فرمودهاند نه مبلغ مضمون به را.
قوله: فى تعلّق الظرف بلزوم القيمة عليه: يعنى على المستأجر و مطابق اين تقدير حديث زمان حدوث ضمان را بيان فرموده است.
قوله: لا جدوى فيه: يعنى لا فائدة فيه.
قوله: بناء على انّه يوم الاكتراء: ضمير در « انّه » به يوم المخالفة راجع است.
قوله: و امّا قوله عليه السّلام فى جواب الخ: يعنى باين فقره حديث نمىتوان استشهاد نمود زيرا در اين بخش از حديث امام عليه السّلام مىفرمايند:
بر تو لازم است در روزى كه قاطر را ردّ مىكنى اگر معيوب شده است ارش عيب را همراه آن به مالك بدهى.
قوله: لا قيد للقيمة: يعنى امام عليه السّلام در اين بخش از حديث نمىفرمايند كه قيمت ارش در روز ردّ بر عهده مستأجر است و به عبارت ديگر اينفقره را نمىتوان شاهد