تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٣ - مثلى و نظريه فقهاء در آن
و مرحوم شيخ الطائفه در كتاب مبسوط « رطب » و ميوهجات را از قيميّات قرار داده در حاليكه هريك از ايندو مشتمل بر اصنافى بوده كه باهم در قيمت متقارب بلكه عرفا متساوى مىباشند.
سؤال
اگر گفته شود:
صحيح است كه در قيميّات اصنافى هستند كه افرادشان در قيمت باهم متقارب يا عرفا متساوى هستند ولى اين قبيل قيميّات بسيار عزيز الوجود و نادر التّحقّق هستند بخلاف انواع مثلى كه افراد اصناف آنها بسيار و فراوان ديده مىشوند كه از نظر قيمت باهم متساوى مىباشند پس انتقاد مذكور وارد نيست.
جواب
مرحوم مصنّف در جواب مىفرمايند:
اشكال و انتقادى را كه ما نموديم در مطّرد نبودن تعريف بود و پرواضح است كه سؤال مذكور موجب اصلاح طرد تعريف نمىگردد.
بلى، البتّه اين بيان موجب مىشود كه ملتزم شويم بين دو نوع (قيمى- مثلى) فرق گذارده و بگوئيم:
اينكه در مثلى، مثلى در ضمان آمده و در قيمى قيمت حكمتش آنستكه اصناف و يا افراد مثلى نوعا و غالبا از نظر قيمت باهم متساوى هستند لاجرم گرفتن مثلى بعنوان استقراض يا تلف نمودن آن موجب آن مىشود كه مثل در عهده قرضگيرنده يا متلف بيايد بخلاف قيمى چه آنكه اصناف و افراد آن غالبا باهم از نظر قيمت و ارزش متفاوت بوده و ندرتا تساوى قيمت دارند از اينرو استقراض و يا اتلاف آنها باعث ضمان قيمت مىباشد.
شرح مطلوب
قوله: و قد لوّح هذا المورد: كلمه « لوّح » يعنى ابراز و اظهار نموده است و مقصود از