تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩١ - مثلى و نظريه فقهاء در آن
اينكه مىگوئيم گندم مثلى است معنايش آنستكه هرصنفى از آن اجزائى متماثل داشته كه در قيمت باهم متساوى هستند نه آنكه جميع و تمام ابعاض آن باهم در قيمت يكسان مىباشند و بعبارت ديگر افرادى كه در تحت يك صنف هستند باهم تساوى قيمت دارند و اين منافات ندارد كه فرد از يك صنف با افراد صنف ديگر تساوى در قيمت نداشته لاجرم با آنها مثلى محسوب نشود اگرچه تمام در تحت يك جنس يعنى جنس گندم قرار دارند.
بنابراين اگر آنچه در ضمان كسى است عبارت باشد از فردى كه در تحت فلان صنف قرار دارد واجب است فردى را كه از همين صنف بوده و با مضمون تساوى قيمت دارد به طلبكار بدهد نه قيمت مضمون و نه فردى از صنف ديگر را.
انصاف مرحوم مصنّف
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ولى انصاف اينستكه معنائى را كه براى مثلى نموديم خلاف ظاهر كلمات مشهور است چه آنكه ايشان « مثلى » را بر جنس گندم و جو و امثال ايندو اطلاق مىكنند نه بر نوع يا صنف مضافا باينكه تعريف مثلى در كلام مشهور بر معناى مزبور صادق نيست زيرا ايشان در تعريف مثلى فرمودهاند:
مثلى آنستكه اجزائش از نظر قيمت باهم مساوى باشند.
بديهى است افراد هرصنفى از اجزاء و مصاديق جنس محسوب شده با اينكه مطابق شرحى كه داديم تمام اجزاء باهم تساوى قيمت نداشته تنها افراد هرصنف باهم متساوى القيمة مىباشند.
اگر گفته شود:
اينكه مشهور در تعريف مثلى فرمودهاند:
مثلى آنستكه اجزائش از نظر قيمت باهم مساوى باشند.
درست است كه مثلى را بر جنس اطلاق نمودهاند ولى اين اطلاق در واقع باعتبار مثلى بودن انواع و اصناف تحت آن مىباشد و پرواضح است چنين اطلاقى بعيد نيست و بدين ترتيب اشكالى متوجّه تعريف ايشان نمىباشد.