تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٧ - استدلال مرحوم شيخ الطائفه جهت اثبات ضمان مثلى بمثل و قيمى بقيمت
شرح مطلوب
قوله: ثمّ بعده قيمة التالف: يعنى اگر مثل پيدا نشد نوبت به قيمت تالف مىرسد كه ضامن موظّف به پرداخت آن مىباشد.
قوله: من النقدين: يعنى از طلا و نقره.
قوله: و شبههما: مانند اسكناسى در اين عصر.
قوله: لانّ ما عداهما: يعنى ما عدا النقدين.
قوله: يلاحظ مساواته للتالف الخ: كيفيّت آنچه مرحوم مصنّف بيان فرموده آنستكه:
مثلا اگر شخصى مال زيد را تلف نمود و بحسب فرض مال تلف شده مثلى بود، متلف موظّف است مثل آن را تهيّه كرده و بوى بدهد و در صورت نبودن مثل بايد قيمت آنرا از جنس طلا و نقره بپردازد زيرا طلا و نقره از حيث ماليّت به متلف نزديكتر از چيزهاى ديگر مىباشند چه آنكه مال تلف شده اگر يك خروار گندم باشد بعد از فقدان مثل در بازار قانون اينست كه اگر مالك آن مطالبه جنسى غير از طلا و نقره نمود ابتداء مىگويند:
يك خروار گندم مثلا در مقابل بيست مثقال طلا است حال هرجنسى را كه مالك طالب باشد معادل بيست مثقال طلا در نظر گرفته و بوى مىدهند و قبل از ارجاع آن جنس به طلا و نقره جايز نيست از آن چيزى بمالك داده شود و اساسا در عرف غير از اين واقع نمىشود.
بنابراين ضمير در « مساواته » به « ما عدا» راجع است.
قوله: بعد ارجاعه اليهما: ضمير در « ارجاعه » به « ما عدا» و در « اليهما » به نقدين برمىگردد.
قوله: و لاجل الاتّكال على هذا الظهور: يعنى ظهور ادلّه ضمان در ضمان بمثل در مثلى و بقيمت در قيمى.
قوله: من هذه الموارد: يعنى موارد ضمان از قبيل مغصوبات و اماناتى كه در آنها تفريط شده.
قوله: على ما هو المتعارف: مقصود ضمان بمثل در مثلى و بقيمت در قيمى مىباشد.
قوله: فمن اعتدى عليكم الخ: آيه (١٩٤) از سوره بقره.