تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٨ - الفاظ ايجاب و قبول
و از جمله لفظ « شريت » است كه در مقام ايجاب بكار مىبرند.
بدون اشكال حقيقت و معناى « بيع » با آن واقع مىشود زيرا ضمن اين لفظ در مقابل معناى مزبور بوده همانطورى كه از برخى اهل لغت اين امر ظاهر و دانسته مىشود بلكه بعضى ادّعا نمودهاند كه اساسا لفظ « شريت » در قرآن كريم فقط در معناى بيع استعمال شده است.
و از قاموس اللّغة نقل شده كه گفته است:
شراه، يشريه يعنى بواسطه بيع مالك شد.
و باعه همچون اشتراه بوده در نتيجه هردو از اضداد بحساب مىآيند.
و باز از همين كتاب نقل شده كه هركس چيزى را ترك نموده و به غير آن متمسّك شود در حقّش گفته مىشود: قد اشتراه.
اشكال و تأييد آن
برخى در مقام اشكال گفتهاند:
استعمال لفظ « شريت » در بيع از نظر عرف قليل بوده بطورى كه محتاج به قرينه معيّنه است و از اين گذشته در بين اخبار و كلمات قدماء نقل نشده كه بتوان ايجاب را با آن واقع ساخت از اينرو مشكل است كه صيغه بيع را با آن بتوان انشاء نمود.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اين كلام خالى از وجه نيست و اشكالى است بمورد و بااساس.
سپس مىفرمايند:
و از جمله الفاظ، لفظ « ملّكت » با تشديد لام مىباشد.
اكثر فقهاء معتقدند كه بيع با اين لفظ واقع مىشود بلكه از ظاهر كتاب نكت الارشاد فهميده مىشود كه اتّفاق فقهاء بر آنست، صاحب اين كتاب فرموده:
بيع بغير لفظى كه اتّفاق بر آنست همچون « بعت » و « ملّكت » واقع نمىشود.
مصنّف مىفرمايند:
و دليل بر اين گفتار عبارتى است كه قبلا در تعريف بيع آورده و گفتيم:
تمليك بعوض كه منحل به مبادله عين بمال مىشود با بيع از نظر عرف و لغت