تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٣ - مقدمه در شرح الفاظ عقد بيع
بسم الله الرحمن الرحيم
ترجمه:
مقدّمه در شرح الفاظ عقد بيع
قبلا گفته شد كه اعتبار لفظ در بيع بلكه در تمام عقود اجماعى بوده و مورد شهرت عظيم فتوائى است مضافا باينكه در برخى از نصوص و اخبار بآن نيز اشاره شده.
ولى مخفى نماند كه اين اعتبار و لزوم بكار بردن لفظ تنها در صورتى است كه شخص قادر به تلفّظ باشد امّا با عجز و ناتوانى از آن نظير شخص لال بايد بگوئيم:
امر از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه عاجز قادر بر گرفتن وكيل مىباشد كه او از طرف وى اجراء صيغه نمايد.
ب: آنكه وى از توكيل عاجز و ناتوان است.
در فرض دوّم اشكال و اختلافى نيست در اينكه لفظ معتبر نبوده بلكه اشاره بجاى آن قرار مىگيرد.
و امّا در فرض اوّل كه از توكيل عاجز نيست:
در اينفرض نيز اشاره بجاى لفظ قرار گرفته و اجراء صيغه لفظى بواسطه وكيل لازم نيست.
برخى از فقهاء دليل آنرا اصالة عدم وجوب التّوكيل دانستهاند ولى اين دليل تمام نبوده و مدرك عدم وجوب توكيل نمىتواند باشد زيرا وجوب در اينجا بمعناى اشتراط است يعنى وقتى مىگوئيم: يجب فى البيع العقد اللّفظى
مراد اينستكه: يشترط فى البيع العقد اللّفظى.
و پرواضح است كه آنچه در اينجا مطابق اصل است وجوب بمعناى مذكور بوده نه عدم الوجوب پس نمىتوان با اصالة عدم الوجوب نفى اعتبار لفظ كرد بلكه دليل و مدرك بر عدم وجوب لفظ در اينجا آنستكه:
در باب طلاق اخرس روايت داريم كه بر وى لازم نيست كه وكيل گرفته و وكيل طلاق لفظى دهد بلكه اشاره اخرس كافى است، حال مىگوئيم: