تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٥ - مثلى و نظريه فقهاء در آن
ممكن نيست معناى مزبور در خارج تحقّق يابد و بدين ترتيب تعريف منعكس يعنى جامع افراد نخواهد بود.
و اگر مراد از تساوى، تقارب اجزاء صنف واحد از حيث قيمت بوده اگرچه حقيقتا باهم تساوى نداشته باشند بايد بگوئيم بسيارى از قيميّات نيز چنين هستند در نتيجه تعريف مطرّد نيست.
قوله: الى انّه يشكل: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: بناء على هذا: يعنى بنا بر اينكه مقصود از كلمه موصول در تعريف مشهور صنف باشد نه جنس.
قوله: بانّه ان اريد تساوى الاجزاء: ضمير در « بانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: فانّه قلّ ما ينفق ذلك: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » بوده و مشار اليه « ذلك » تساوى حقيقى اجزاء در قيمت مىباشد.
قوله: ثمّ لو فرض انّ الصنف المتساوى الخ: حاصل مراد مرحوم مصنّف از اين عبارت اينستكه:
ممكنست براى اصلاح تعريف و رفع اشكال عدم اطّراد گفته شود:
مقصود از كلمه « موصول » همان صنف است و در عين حال اشكال عدم اطّراد متوجّه تعريف نمىشود زيرا افراد صنف در مثلى غالبا باهم متساوى القيمة بوده در حاليكه اينمعنا در افراد صنف قيميّات بندرت تحقّق دارد و از باب النادر كالمعدوم مىتوان گفت تساوى افراد در قيمت تنها در مثلى بوده نه در قيمى و بدين ترتيب اشكال عدم اطّراد دفع مىشود.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اين تقرير و بيان موجب اصلاح تعريف و رفع اشكال مزبور نيست زيرا تساوى قيمت در افراد صنف واحد قيمى اگرچه بطور عزّت و ندرت يافت شود معذلك همين مقدار كافى است براى نقض تعريف و عدم اطّراد آن چه آنكه نقيض موجبه كلّيّه سالبه جزئيه است و بعكس نقيض سالبه كلّيّه موجبه جزئيه مىباشد.
قوله: نعم يوجب ذلك: مشار اليه « ذلك » عزيز الوجود بودن تساوى قيمت در انواع قيمى دون مثلى مىباشد.