تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣٦ - حكم غرامت بعد از حصول تمكن از عين متعذر الوصول
داده شده و نزد او مىباشد عوض از مطلق سلطنت حتّى سلطنت مطالبه نيست تا با داشتن حق مطالبه نتواند غرامت را نزد خود نگهدارد بلكه غرامت عوض از سلطنت برد انتفاع بردن از عين بآن نحوى كه مالكين از املاك خود مىبرند و هماكنون مالك نسبت به عين چنين سلطنتى از دستش رفته مىباشد و شاهد بر اين گفتار و اينكه غرامت عوض از مطلق سلطنت حتّى سلطنت بر مطالبه نيست آنستكه اگر مالك غرامت را به غاصب بذل نمود بمجرّد اين بذل عين براى غاصب مباح نمىشود پس معلوم مىشود غرامت عوض سلطنت بر مطالبه عين نيست، چون اگر چنين مىبود مىبايد بعد از بذل غرامت به غاصب عين براى غاصب مباح گردد.
شرح مطلوب
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين عبارات آنستكه:
پس از آنكه عين متعذّر الوصول، ممكن الوصول گشت و دسترسى بآن ميسور شد بطوريكه غاصب مىتواند بسهولت آنرا بمالك برگرداند در حكم غرامتى كه نزد مالك بوده و آنرا بعنوان بدل حيلوله از غاصب گرفته است دو احتمال مىباشد:
احتمال اوّل: بگوئيم بمجرّد اينكه تمكّن از وصول حاصل شد غرامت از ملك مالك عين خارج شده و به غارم بازمىگردد و در مقابل غارم از همان ساعت تمكّن ضامن بوده كه عين را بمالكش برگرداند و اين ضمان، ضمان جديدى است كه در عهده وى مستقرّ مىگردد، بنابراين در صورتيكه عين را سالما به مالكش برگرداند ذمّهاش فارغ مىشود و اگر قبل از بازگرداندن بمالك عين تلف گرديد وى موظّف است بدل آنرا باو بدهد لذا اگر عين مثلى باشد مثل آن و در صورتيكه قيمى باشد مىبايد قيمتش را بوى اداء كند.
احتمال دوّم: پس از حصول تمكّن از عين اينطور نيست كه غرامت از ملك مالك به غارم برگردد بلكه همچنان در ملك مالك باقى است و عين مضمون بآن مىباشد باينمعنا كه مال ديگرى در قبال عين نبوده بلكه صرفا همين غرامت موجود نزد مالك مضمون به مىباشد از اينرو اگر غارم عين را صحيحا و سالما بمالك برگرداند البتّه غرامت را از مالك مسترد مىدارد و در فرضى كه عين پيش از ارجاع بمالك