تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣٥ - حكم غرامت بعد از حصول تمكن از عين متعذر الوصول
بلى، منتها بيانى كه در اين باب مىتوان ايراد كرد اينستكه پس از حصول تمكّن از وصول به عين غاصب قادر است سلطنت فائته از مالك را كه بواسطه غرامت جبران نموده بود بوى برگرداند و اين برگرداندن بر او واجب است حال اگر عين را بوى بازگردانيد بدون اشكال و هيچ شكّ و ترديدى ملكيّت مالك از غرامت زائل مىگردد.
توهّم و دفع آن
اگر توهّم شود كه غرامت دفع شده بمالك بدل است از مقدار سلطنتى كه در اينمدّت تعذّر وصول از مالك فوت شده بنابراين چون اين سلطنت فوت شده قابل برگشت نيست بدل آن نيز نبايد به غاصب برگردد.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اين توهّم در غايت ضعف مىباشد زيرا غرامت بدل از اصل سلطنت بوده كه بحسب فرض بمالك برگشته در نتيجه غرامت نيز كه بدل و عوض از آن است مىبايد به غارم بازگردد.
لذا بر مالك واجب است كه در صورت وجود آن غرامت را به غارم دفع كند و اگر تلف شده يا احيانا از ملكش منتقل گرديده و بواسطه ناقل لازم يا جائزى بديگرى داده شده بدل آنرا به غارم مسترد دارد.
لازم بتذكّر است وقتى عين غرامت را به غارم بازمىگرداند ردّ نماء منفصل آن واجب و لازم نيست.
قابل توجّه آنكه تا مادامى كه غارم عين را به مالك برنگردانده حق مطالبه غرامت را از وى ندارد زيرا ابتداء بايد سلطنت فائته از مالك دوباره براى وى تحقّق بايد آنگاه غارم مالك غرامتى شود كه از ملكش خارج و بملك مالك درآمده است زيرا غرامت عوض و بدل از سلطنت است نه عوض از قدرت غاصب بر تحصيل عين جهت مالك تا در نتيجه بمجرّد حصول چنين قدرتى غرامت بملكش بازگردد.
بلى، مالك اين حق را دارد كه عين مال خويش را از غارم مطالبه كند زيرا مقتضاى عموم الناس مسلّطون على اموالهم چنين است و مالى كه بعنوان غرامت بوى