در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٧٩ - سه پرچم در روز رستاخيز
القربى! ...»
هان اى مردم! حقيقت اين است كه من جهان را بدرود مىگويم و در ميان شما دو امانت گرانبها و هدايتكننده به سوى حق و فضيلت بر جاى مىگذارم كه عبارتند از: كتاب خدا و خاندان من.
به هوش باشيد كه اين دو امانت، جدايى ناپذيرند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد گردند و من در روز رستاخيز، در آنجا، در انتظار آن دو خواهم بود.
اى مردم! من در مورد آن دو امانت بزرگ و شكوهبار و گرانبها، جز آنچه پروردگارم به من امر فرموده است- كه از شما دوستى و مهر به خاندان را بخواهم- هيچ چيز ديگرى از شما نمىخواهم. پس نيك بنگريد كه مبادا فردا مرا در حالى در كنار حوض كوثر ديدار كنيد كه خاندانم را به خشم آورده و آنان را به رنج افكنده و در حق آنان بيداد روا داشته و آنان را به شهادت رسانده باشيد! به خداى سوگند! در روز رستاخيز از اين امّت، سه پرچم و سه گروه- كه هر كدام زير يكى از آن پرچمها هستند- بر من وارد خواهند شد كه تنها يكى از آنها مورد احترام هستند و از رستگاران و نجات يافتگان خواهند بود و آن دو پرچم و دو گروه ديگر، از من نخواهند بود.
«و اللَّه سترد علىّ يوم القيامة ثلاث رايات من هذه الامة.»
سه پرچم در روز رستاخيز
آن گاه فرمود: از اين سه پرچمى كه در روز رستاخيز بر من وارد مىشوند، پرچمى تيره و تار و ظلمت زده است كه فرشتگان از آن مىهراسند و از آن اظهار بىتابى و نفرت مىكنند.
«راية سوداء مظلمة قد فزعت منها الملائكة.»
آن پرچم و طرفداران و به دوش كشندگانش مىآيند تا در برابر من مىايستند و من از آنان مىپرسم: شما كيانيد و از كجا مىآييد؟
«فأقول: من أنتم؟»
آنان پاسخ مىدهند: ما از توحيدگرايان و خداپرستان جهان عرب و از امّت تو هستيم!