در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٢ - ١ - نفى مذهب سالارى هراسانگيز و خشن
آن گاه به منطق خاندان گرانقدر و ياران روشنفكر و پرواپيشه و فداكارش؛ بايد آن گونه كه زيبنده است به پيامهاى انسانساز، سخنان جاودانه، نامهها و سفارشنامهها، گفتگوهاى ماندگار، شعارها و سرودههاى پر راز و رمز، سخنرانىها و خطابههاى شورانگيز و شعور آفرين، و ديگر آثار بر جاى مانده از آن پيشواى رادىها و والايىها نگريست، در آن صورت است كه شايد، هم با هدفهاى بلند و زندگى ساز او آشنا شد و هم دريافت كه او چه مىخواست و از چه چيزى رنج مىبرد و هم به علل و عواملى كه آن حضرت را به تدريج به خلق آگاهانه و حكيمانه و دليرانه و مدبرانه اين حماسه بزرگ برانگيخت پى برد و هم انگيزه و انگيزاننده حقيقى آن انسان والا را شناخت و آن گاه خردمندانه انديشيد و الهام گرفت و براى يك زندگى انسانى و آزادمنشانه و بشر دوستانه و در خور شأن فرد و جامعه خردورز و متمدن و صلحجو و حق طلب درسها آموخت.
١- نفى مذهب سالارى هراسانگيز و خشن
از منطق روشنگر پيشواى آزادى به روشنى دريافت مىگردد كه نخستين عامل مؤثر در شكلگيرى نهضت حقطلبانه عاشورا شدت و گسترش يافتن قانونشكنى و زورمدارى و خشونت رسواى رژيم اموى به جاى قانونگرايى و دين مدارى و گفتمان منطقى و اقناعى و خردمندانه با مردم، به ويژه با خاندان حق طلب و ستم ستيز پيامبر است.
درست است كه روند اين انحراف عميق پيش از معاويه آغاز شد، امّا به وسيله او شدت و جهت و گسترش يافت؛ چرا كه از انديشه و عملكرد او پيداست كه وى بر اين نقشه بود تا مردم را از روح و جان دين و هدفهاى بلند و عادلانه و آزادى بخش قرآن و سبك و سيره قانونمدارانه و مردم دوستانه پيامبر به تدريج دور ساخته و با حفظ پوستهاى خشك و خشن از دين و ظواهر و قالبهايى بىروح از آن، اركان مذهب سالارى هراس انگيز و خشونت بارى را بر پا داشته و آن گاه پايههاى رژيم خودكامه و انحصارى و موروثى اموى را بر آن اركان بنياد نهد. به همين جهت و در اين راستا بود كه به اين جنايتهاى سهمگين دست يازيد:
الف) نخست با نيرنگ و دجالگرى و عوامفريبى و زورمدارى و به هر وسيله