در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١١١ - حركت مسلم به سوى كوفه
ما بيا! بدان اميد كه خدا به وسيله تو ما را بر محور حق و عدالت همدل و همداستان سازد! بر اين اساس اينك برادر و عموزاده و شخصيّت مناسب و مورد اعتماد خاندان خويش را به سوى شما فرستادم و به او خاطرنشان ساختهام كه شرايط و اوضاع و انديشه و خواسته شما را پس از تحقيق و بررسى كامل از نزديك برايم بنويسد. اگر او پس از تحقيق برايم نوشت كه ديدگاه جامعه و خردمندان و شايستگان آن، همان گونه است كه فرستادگان شما گزارش كردهاند و در نامههاى شما نيز خواندهام، آن گاه به خواست خدا، بىدرنگ به سوى شهر و ديار شما خواهم آمد.] و آن گاه در آخرين فراز نامه تاريخى و ماندگارش اين گونه روشنگرى فرمود و اين درس جاودانه را داد:
«فلعمرى ما الامام الّا الحاكم بالكتاب، القائم بالقسط، و الدّائن بدين الحقّ، الحابس نفسه على ذات اللَّه ....»
[١] به جان خودم سوگند كه امام راستين و پيشواى واقعى جامعه اسلامى تنها كسى خواهد بود كه:
١- به مقرّرات عادلانه و انسانساز كتاب خدا عمل نمايد.
٢- دادگرى و قسط را در كران تا كران جامعه تحقّق بخشد و عدالت را پيشه سازد.
٣- پيرو واقعى حق باشد و به راستى بر اساس حق و در قلمرو قانون، امور و شئون جامعه را اداره نمايد.
٤- خويشتن را از لغزشها نگاه دارد و خود را براى تحقّق اهداف خداپسندانه بخواهد؛ نه اين كه همه چيز را ابزار سلطه و رسيدن به هواهاى خويش سازد.
حركت مسلم به سوى كوفه
[آن گاه سالار شايستگان، حضرت حسين، «مسلم» را خواست و او را به سه اصل انسانساز:]
[١]- مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ١٩٦.