در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٩ - ٤ - دگرگونى مطلوب و خداپسندانه
«اللهمّ انّى احبّ الامر بالمعروف و انكر المنكر.»
[١] بار خدايا من دعوت به قانونگرايى و قانونمدارى را دوست مىدارم و از زشتكارى و قانونشكنى بيزارى مىجويم و با همه وجود قانونستيزان را هشدار مىدهم.
و نيز سفير روشنفكر و شجاع آن حضرت در برابر تحريف و دجالگرى استبداد، به ترسيم اين واقعيت سرنوشت ساز مىپردازد و مىفرمايد:
«ما لهذا اتيت و لكنّكم اظهرتم المنكر، و دفنتم المعروف، و تأمّرتم على النّاس بغير رضى، و حملتموهم على غير ما أمركم اللَّه به، و عملتم فيهم باعمال كسرى و قيصر، فاتيناهم لنأمر فيهم بالمعروف، و ننهى عن المنكر، و ندعوهم الى حكم الكتاب و السّنة و كنّا اهل ذلك.»[٢] من از سوى حسين ٧ نيامدهام تا در جامعه بذر پراكندگى و فتنه و تباهى بيفشانم؛ نه، هرگز؛ بلكه واقعيت اين است كه شما استبداد و خودكامگى و حقكشى و قانون ستيزى را در جامعه آشكار، و عدالت و رعايت حقوق و آزادى مردم و عمل به قانون را دفن نموده و با زور و فريب قدرت ملى و امكانات عمومى را قبضه كرده و در ميان امت پيامبر به نام دين او، استبداد و خودكامگى شاهان ايران و روم را بر پا داشتهايد! و ما آمدهايم تا در اين جامعه استبداد زده مردم را به آزادى و شايسته سالارى و نجات دعوت كنيم و از تحمل ذلت و اسارت و خفت بازشان داريم. آرى، اين است هدف بلند ما و اين ما هستيم كه شايسته تحقق چنين هدف والايى هستيم.
٤- دگرگونى مطلوب و خداپسندانه
اين هدف الهام بخش و مترقى به روشنى از روشنگرىهاى پيشواى آزادى دريافت مىگردد، چرا كه آن انسان والا در نامهها و سخنرانىها، شعارها و سرودهها، نيايشها و راز و نيازها، ملاقاتها و ديدارهايش با مردم عادى و
[١]- مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ١٨٦.
[٢]- ناسخ التواريخ، ج ٢، ص ١٠٢.