در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٤ - ١ - نفى مذهب سالارى هراسانگيز و خشن
مطلوب و اصلاحى در جامعه است كه فرمود:
«الا و انّ بليّتكم قد عادت كهيئتها يوم بعث اللَّه نبيّكم ....»
[١] بدانيد كه روزگار و شرايط جامعه و حكومت شما دگر باره به شرايط ناهنجار هنگامه بعثت پيامبر بازگشته و همان آفتها و تيرگىها و حقكشىها به شما روى آورده است؛ به خدايى كه آن حضرت را به راستى فرمان بعثت داد سوگند كه به سختى آزمايش و غربال خواهيد شد و بسان محتواى ديگ جوشان زير و رو خواهيد گشت تا روشنانديشان و شايستگانى كه عقب رانده شده و سركوب گشتهاند به پيش آيند و بر تدبير امور مردم همت گمارند و نالايقان و چاكرمنشان كه با تزوير و تملق پيش افتادهاند، سر جاى خويش باز گردند.
و پيشواى آزادى در كنار خانه خدا در انجمنى از نمايندگان فكرى مردم در يك سخنرانى پر محتوا و طولانى و عميق در اشارهاى روشنگر و برانگيزاننده به اين عامل فرمود:
«فانّ هذه الطّاغية قد صنع بنا و بشيعتنا ما قد علمتم و رأيتم و شهدتم و بلغكم ... فانّى اخاف ان يندرس الحقّ و يذهب ....»
[٢] آنچه اين طغيانگر و پايمالكننده حقوق و آزادى مردم، در حق ما و دوستدارانمان روا داشت، شما، يا خود ديديد و شنيديد و يا به آگاهىتان رسيد و مىدانيد؛ از اين رو اينك من مىخواهم در قالب چند پرسش، حقايق را بر شما بگويم.
هان اى مردم! سخن مرا نيك بشنويد و آن را پوشيده داريد تا آن گاه كه به شهر و ديارتان باز گشتيد، آن را به افراد مورد اعتماد خود بگوييد؛ چرا كه اينك كار به جايى رسيده است كه اگر حقيقت را نگويم و در برابر استبداد به روشنگرى نپردازم، مىترسم دين خدا و مقررات آزاديبخش و عدالت آفرين او نابود گردد و مذهب سالارى دروغين و هراسانگيز و خشن اموى بپايد.
و نيز در سخنى الهام بخش و سازنده با ياران، در شكايت از تباهى و دگرگونى نامطلوب روزگار، فرمود:
[١]- نهج البلاغه، خ ١٦.
[٢]- نهج الشهاده، ص ٩٢.