در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٤٠١ - پيوستن دوستداران اهل بيت به او
دردسرى فراهم نسازد.
مختار پذيرفت و به اصرار آنان سوگند ياد كرد كه اگر به تعهّد خويش عمل نكرد در بارگاه خدا موظّف باشد كه هزار شتر در كعبه قربانى كند و تمامى بردگانش را آزاد سازد و او پس از آزادى گفت: من لحظهاى از انديشه قيام و دست يافتن به آرزوى خويش دست نخواهم شست و هر كارى كه مرا در اين راه يارى كند به آن دست خواهم زد و به تعهّدات خويش با آنان عمل نخواهم نمود و در صورتى كه به خواستهام برسم حاضرم، هم هزار شتر را قربانى كنم و هم بردگانم را آزاد كنم.
پيوستن دوستداران اهل بيت به او
مختار، پس از آزادى از زندان، تلاش خويش را، براى فراهم آوردن يار و ياور گسترش بخشيد، و از هر سو رفت و آمد به سوى او بسيار شد و دوستداران خاندان رسالت نيز براى گرفتن انتقام از اموى مسلكان تاريك انديش و بيرحم كوفه بر گرد او گرد آمدند؛ چرا كه او از سويى شعار خونخواهى سر مىداد و از دگر سو مدّعى نيابت و نمايندگى از سوى محمّد حنفيّه را طرح مىكرد.
در اين مورد: آوردهاند كه پس از ادّعاى نمايندگى «محمّد حنفيّه» از سوى مختار و فراخوان آشكار و نهان دوستداران اهل بيت براى پيوستن به او، «عبد الرّحمن بن شريح» كه ريشه از قبيله «همدان» داشت و مردى شرافتمند و درست انديش بود، برخى از دوستانش از جمله: «سعيد ثورى»، «سعد حنفى»، «اسود كندى» و «قدامه جشمى» را در نشستى محرمانه فرا خواند و آنجا ضمن سخنانى گفت: دوستان! «مختار» در اين انديشه است كه ما را بر ضدّ وضعيّت موجود به شورش كشد و به هدفهاى خويش دست يازد، در اين راه ادّعاى نمايندگى «محمّد حنفيّه»، فرزند گرانمايه امير مؤمنان را دارد، اما ما نمىدانيم درست مىگويد يا نه! به باور ما اينك برخى از شما به همراه من بيايد تا به مدينه بشتابيم و ضمن ديدار با «محمّد»، جريان را با او در ميان گذاريم تا كوركورانه از پى كسى نرفته باشيم.
پيشنهاد او پذيرفته شد و او به همراه آنان وارد مدينه گرديد و ضمن ديدار با محمّد حنفيّه جريان مختار را طرح نمود و از او اجازه خواست تا دوستداران خاندان رسالت به يارى مختار وارد عمل شوند.