در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٤١٣ - ١٣ - قاتل عبد الله بن مسلم
١١- تيره بختان سنگدل
در ادامه كيفر تبهكاران، مختار دستور داد كسانى را كه اسب بر پيكر مقدّس حسين تاختند، شناسايى و دستگير سازند. و از پى فرمان او ده تن را آوردند كه از جمله آنان: اسحاق حضرمى و احبش حضرمى بودند.
او دستور داد؛ آنان را بر چهره افكندند و دستها و پاهاى آنان را با ميخ بر زمين دوختند و آن گاه سواران با اسبهاى خويش آنقدر بر پيكر آنان تاختند كه به زمين چسبيدند، سپس آنان را شعلهور ساختند.
١٢- غارتگران سراپرده حسين ٧
از پى اين گروه، شمارى را آوردند كه در غارت سراپرده فرزندان پيامبر شركت داشتند.
در ميان آنان چهرههاى نفرتانگيزى چون:
عمران بن خالد، عبد الرّحمن بجلى، و عبد اللَّه بن قيس بودند.
مختار هنگامى كه چشمش به آنان افتاد، فرياد برآورد كه: هان اى كشندگان صالحان و شايسته كرداران! اى قاتلان سالار جوانان اهل بهشت! شما بوديد كه خيمههاى اهل بيت را غارت كرديد و اثاث و عطرهاى آنان را ميان خود تقسيم نموديد؟
امروز خدا از شما انتقام مىگيرد! و آن گاه دستور كشتن آنان را صادر كرد.
١٣- قاتل عبد اللَّه بن مسلم
و آن گاه «عمرو بن صبيح»، قاتل «عبد اللَّه بن مسلم» را آوردند و جريان جنايت او را به مختار گزارش كردند و گفتند كه بر پشت بام خانهاش مخفى شده بود.
او فرياد مىكشيد كه مرا به زور به كربلا بردند و جز زخمى ساختن ياران