در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١١٢ - به سوى مردم بصره
پرواى از خدا در همه كارها، رازدارى و هوشمندى، و ژرفنگرى در امور و تعمّق در كارها فرمان داد.] و از او خواست تا با اعتماد به خدا- كه سرچشمه قدرتهاست- به همراه نامه و پيام او، به سوى كوفه حركت كند و در آنجا به انجام وظيفه پردازد و آن گونه كه دستور يافته است، عمل كند و راه را به سوى اصلاحات بگشايد.
به سوى مردم بصره
پس از حركت «مسلم»، حسين ٧ نامههايى نيز به آگاهان و بزرگان و چهرههاى شناخته شده و نيكو كردار «بصره» از جمله:
«احنف بن قيس»، «قيس بن هيثم»، «منذر بن جارود»، «يزيد بن مسعود نهشلى»، «مالك بن مسمع» و ديگر عدالت خواهان و آزادمنشان و اصلاح طلبان و مخالفان استبداد و انحصار و خشونت نوشت و آنها را به وسيله «زارع سدوسى» يا يكى ديگر از كارگزارانش به نام «سليمان» به سوى آنان گسيل داشت.
در اين نامهها ضمن تحليل اوضاع ناهنجار و تأسف انگيزى كه بر جامعه اسلامى سايه افكنده بود، بدين صورت مردم آزاديخواه و آزادمنش را به سوى حق و عدالت و راه و رسم عادلانه خدا و پيامبرش فراخواند و هشدار داد كه رژيم سياهكار و بيداد پيشه اموى سيره و روش عادلانه و انسانى و آزادمنشانه پيامبر را هدف قرار داده و با پايمال ساختن آن، استبدادى خشن و رسوا و بىمنطق را به نام اسلام به جاى آن نشانده است. و آن گاه چنين نوشت:
«انّى ادعوكم الى اللَّه و الى نبيّه، فان السنة قد اميتت، فان تجيبوا دعوتى، و تطيعوا أمرى، أهدكم سبيل الرشاد.»
[١]
[١]- بحار، ج ٤٤، ص ٣٣٩؛ لهوف، ص ١٩.