در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٤١٦
انبوهى را گرد آورد و آن گاه از عبد اللَّه بن زبير بريد و اعلان استقلال كرد.
٤- و گروهى نيز بر آنند كه مختار هم اشتباهات بسيارى دارد و هم كارهاى شايسته فراوانى، اميد كه خدا گناهانش را بخاطر كارهاى شايستهاش ببخشد.
مگر نه اينكه قرآن مىفرمايد:
«إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ ...»[١] اگر از گناهان بزرگى كه هشدار داده شدهايد دورى گزينيد، گناهان كوچك شما را از پرونده عمل شما مىزداييم و شما را در جايگاه ارجمندى در خواهيم آورد.
فرجام كار او
او پس از كشتن قاتلان حسين ٧ و يارانش، نيروهاى خويش به فرماندهى «ابراهيم بن اشتر» را براى پيكار با سپاه شام به سركردگى «عبيد» گسيل داشت و آنان را نيز شكست داد و سر پليد «ابن زياد» را به مدينه فرستاد.
آن گاه «مصعب بن زبير» كه مدّعى خلافت در عراق بود به جنگ با مختار پرداخت و وى پس از يك جنگ طولانى و فرسايشى، شكست خورد و در سال ٦٧ ه. ق به دستور مصعب كشته شد ... پيكرش را با چهار ميخ به ديوار نصب كردند و پس از مدّتى مصعب نيز به دست يكى از بقاياى ياران او از پا در آمد.[٢] و[٣]
قم- دفتر فرهنگ و انديشه اسلامى على كرمى- تابستان ١٣٧٨
[١]- سوره ٤، آيه ٣١.
[٢]- تاريخ طبرى، ج ٦، ص ١٠٧ و ١١٠ و ١٥٩.
[٣]- اولين تاريخ كربلا، به همين قلم