در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٧٠ - سپاه حر و كاروان حسين
حرّ و همراهانش به كاروان حسين ٧ رسيدند و بىآنكه درگير شوند، به همراه آن تا «قصر بنى مقاتل»[١] راه را پيمودند.
كاروان در آنجا براى استراحت بار بر زمين نهاد و پس از ساعتى حركت كرد.
يكى از ياران حسين ٧ به نام «جابر» آورده است كه: پس از حركت كاروان از اين منزلگاه، پيشواى آزادى كاروان را به راه «عذيب الهجانات» راه نمود و همان گونه كه در راه خويش گام مىسپرديم گويى حسين ٧ سر مبارك را كوتاه زمانى بر روى زين اسب نهاد و خواب سبكى بر چشمانش راه يافت؛ هنگامى كه بيدار شد به خواندن اين فراز از آيه شريفه پرداخت كه:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» از آن حضرت دليل خواندن اين آيه را پرسيدم كه فرمود: هم اكنون لحظاتى سرم را بر زين اسب نهاده بودم كه خوابم برد و در آن حال نداگر و سوارى را ديدم كه مىگويد:
«القوم يسيرون و المنايا تسير معهم.»[٢] اين كاروانيان به شهادتگاه روانند و در حالى مىروند كه مرگ نيز به همراه آنان در حركت است.
كاروان به راه خويش ادامه داد و سپاه حرّ نيز راه كاروان و همراهى و نظارت بر حركت آن را برگزيد و خود فرمانده سپاه عبيد، پيشاپيش حسين ٧ راه را مىپيمود و چنين مىگفت:
|
يا ناقتى لا تذعرى من زجرى |
و شمّرى قبل طلوع الفجر ... |
|
[٣] هان اى شتر من! از تندى و فشار من در پيمايش راه و تيز راندن من هراس مكن و ناراحت مباش! و هر چه زودتر، پيش از سپيدهدم براى حركت آماده باش و مرا به
[١]- پارهاى« قصر مقاتل» و پارهاى ديگر« قصر أبى مقاتل» و برخى نيز« قصر بنى مقاتل» نوشتهاند.
معجم البلدان، ج ٤، ص ٣٦٤؛ مراصد الاطلاع، ج ٣، ص ١١٠٠.
[٢]- الكامل في التاريخ، ج ٤، ص ٥١.
[٣]- اين سروده را پارهاى به« حرّ» نسبت دادهاند، امّا مشهور اين است كه از آن« طرماح» مىباشد؛ و ممكن است بگوييم« حرّ» نيز سروده« طرماح» را زمزمه كرده است، كه اين نيز با موقعيت و جايگاه او- كه هنوز فرماندهى ستونى از سپاه استبداد را به عهده داشت و به اردوگاه آزادى نپيوسته بود- نمىسازد.