در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٩٠ - پيكارى سخت و نابرابر
و به هر حال سبك و سيره انسانى و پر مهر و آزادمنشانه امير مؤمنان را در پيكارتان از ياد مبريد.
آن گاه افزود: ياران من! اگر من در هنگامه جهاد و پيكار كشته شدم، امير شما «مسيّب» خواهد بود و اگر او نيز به شهادت رسيد، «عبد اللَّه بن سعد» و از پى او «عبد اللَّه بن وال» و آن گاه «رفاعة بن شدّاد».
درود خدا بر مردمى باد كه در زندگى هماره به عهد و پيمان خويش با خدا و خلق استوار باشند و پايمردى پيشه سازند!
پيكارى سخت و نابرابر
و ديگر شعلههاى پيكارى سخت و نابرابر زبانه كشيد و با يك يورش غافلگيركننده و برقآسا از سوى توّابين، ستون فقرات يكى از لشكرهاى تاريك انديش شام به سركردگى «شرحبيل» در هم شكست و آنان با بجاى نهادن انبوهى كشته و زخمى و غنايم عقب نشستند.
خبر شكست پيشقراولان سپاه شام به «ابن زياد» رسيد. او هراسان گرديد و ده هزار نفر از نيروهاى ذخيره و تازه نفس را، به فرماندهى «حصين بن نمير»، به ميدان كارزار گسيل داشت.
ياران «سليمان» از جان گذشته و دليرانه مىرزميدند و دشمن بسان مور و ملخ در برابر شمشيرهاى آنان پراكنده مىشد ...
هنوز سه روز از آغاز پيكار نگذشته بود كه دگرباره نشانههاى شكست در سپاه شام نمودار شد و با فرمان يورش عمومى و بىامان «سليمان» لشكرگاه دشمن سقوط كرد و پيروزى ديگرى از افق پديدار شد.
امّا دگرباره لشكرى تازه نفس كه شمارشان به هشت هزار مىرسيد به يارى دشمن شكست خورده آمد و روز چهارم ده هزار نفر ديگر به سركردگى «ادهم باهلى» از راه رسيد و با همه اينها جنگ نابرابر توّابين با سپاه شام بشدّت ادامه يافت و هزاران كشته و زخمى و فرارى از دشمن بر جاى نهاد.
هنگامى كه سليمان شرايط را سخت و سختتر ديد و از پيروى ظاهر نااميد گشت و دل به شهادت سپرد، از مركب خويش به زير آمد و فرياد بر آورد كه هان اى بندگان خدا! هر كس مىخواهد زودتر به سوى پروردگارش برسد و گناهانش