در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٥٤ - پرتوى از مقام شكوهبار او
|
حقيقا بالبكاء عليه حزنا |
ابو الفضل الذى واسى اخاه |
|
|
و جاهد كل كفّار ظلوم |
و قابل من ضلالهم هداه |
|
|
فداه بنفسه للَّه حتّى |
تفرّق من شجاعته عداه |
|
زيبنده است كه شايستگان با غم و اندوه بر پدر فضيلتها و شايستگيها، عباس گريه كنند و در سوگ او سيلاب اشك بريزند، چرا كه او در كوى شهادت گام به گام و پابپاى سالارش، حسين رسم برادرى و مواساة را به جا آورد و با همه وجود و اخلاص و شهامت بىنظير و تاريخى از حق و عدالت دفاع كرد.
او با هر كفرانگر و بيداد پيشهاى، پس از روشنگرى و اتمام حجت جنگيد و با گام سپردن در راه حق و هدايت با گمراهى و گمراهان پيكار كرد.
او جان را فداى حق كرد و در برابر شجاعت وصف ناپذير او دشمن تار و مار گرديد. او در حال تشنگى پيكار كرد و در همه اين مراحل در انديشه خشنودى خدا و رضايت قلب مقدس سالارش، حسين بود.
پرتوى از مقام شكوهبار او
[سردار انديشمند و پر شهامت اردوگاه نور، فرزند امير مؤمنان بود و مام ارجمندش به امّ البنين شهرت داشت.
او به سال ٢٦ از هجرت ولادت يافت و در سال ٦١ به شهادت نايل آمد.
نام بلند آوازهاش عباس بود و كنيه ماندگارش ابو فاضل، يا پدر فضيلتها و راديها؛ و لقب پر افتخارش ماه بنى هاشم.
اين شخصيّت ارجمند، جوانى عدالتخواه و آزادمنش، شجاع و پراقتدار، زيبا و پرشكوه، خوش قامت و تماشايى بود و از نظر انديشه و خرد، انسانى ژرفنگر و متفكر و پرواپيشه و بزرگمنش و آراسته به ارزشهاى اخلاقى و انسانى.
ششمين امام نور در وصف او مىفرمايد:
«كان عمّنا العبّاس نافذ البصيرة، صلب الايمان، جاهد مع أبى عبد اللَّه، و ابلى بلاء حسنا، و مضى شهيدا.»
[١]
[١]- ابصار العين، ص ٣٠.