در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٧١ - تاراج آن نازنين بدن
پس از شهادت امير آزادى
تاراج آن نازنين بدن
هنگامى كه حسين ٧ به شهادت رسيد، سپاه شوم اموى به تاراج پيكر مقدس او روى آورد!! به گونهاى كه آوردهاند «قيس بن اشعث» حوله آن حضرت را به غارت برد، و «جابر بن يزيد»، يا «اخنس بن مرثد»، عمامه او را از سرش ربود، و آن را به سر نهاد كه به كيفر شقاوتش ديوانه شد.
«مالك بن نسير» كلاه آن بزرگوار را به سرقت برد و آن را براى همسرش به ارمغان آورد، امّا همسرش گفت: هان اى تيره بخت! آيا حسين ٧ را غارت كرده و لباسهاى او را از تن مباركش بيرون آورده و آنها را به خانهام مىآورى؟ و بدين صورت درگير شدند؛ و آن عنصر سياهرو، دچار فقر و تنگدستى سختى گرديد و همان گونه بود تا مرد.
و پيراهن حسين ٧ را عنصر گمراهى به نام «اسحاق بن حويه» از پيكرش بيرون آورد و به كيفر كار ظالمانهاش به بيمارى پيسى گرفتار شد.
پارهاى آوردهاند كه او وقتى پيراهن آن حضرت را برد، در آن چيزى فراتر از يك صد و ده مورد جاى تير، نيزه و اثر شمشير يافت.
از امام صادق ٧ آوردهاند كه فرمود: در پيراهن حسين ٧ سى و سه، يا سى و چهار مورد جاى شمشير يافتند. «عمر بن سعد» زره كوتاه آن حضرت را به غارت برگرفت.
و «بجدل بن سليم» براى بردن انگشتر آن آزاد مرد، انگشت مباركش را بريد و نيز شمشير او را به غارت برد.
و بدينسان آن سياهرويان خشك مغز، آن پيكر ملكوتى را برهنه و عريان و غرق